< املاک رستمی 2
تاريخ : سه شنبه 27 بهمن 1394 | 12 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی

مراجع عظام تقلید به دو سئوال با موضوع سلام و جواب پیامکی و نیز عمل به قول و قرار پیامکی پاسخ گفته اند.

به گزارش افکارخبر،متن سئوالات وپاسخ های مرا جع عظام به شرح ذیل است.

سوال: آیا جواب سلام پیامکی واجب است؟

پاسخ : در وجوب پاسخ سلام کتبی یا با واسطه اختلاف است.

*آیت الله العظمی خامنه ای: احتیاط در جواب دادن است.(سایت رهبری، استفتائات )

*آیت الله العظمی مکارم: در صورتیکه تولید مزاحمتی نکند، سلام را باید پاسخ گفت؛ مگر اینکه ثابت شود او قصد جدی برای سلام ندارد.(سایت معظم له)

*آیت الله العظمی تبریزی: واجب نیست.(توضیح المسائل مراجع، م 1139(فتوای آیت الله العظمی تبریزی)

*عمل به قول و قرار پیامکی

سوال: آیا عمل به قول و قرار پیامکی واجب است؟

 پاسخ: خلف وعده دو صورت دارد

*در مورد وعده ای که می دهد، می داند تخلف می کند، این کذب و دروغ محسوب می شود.

*در مورد وعده ای که می دهد، نمی داند تخلف می کند، این کذب و دروغ محسوب نمی شود.

(رساله آموزشی، رهبری، ج 2 ص86 )


ادامه مطلب تعداد بازدید 29 ،  

تاريخ : سه شنبه 27 بهمن 1394 | 12 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی

photo_2016-02-16_09-06-48


ادامه مطلب تعداد بازدید 27 ،  

تاريخ : سه شنبه 27 بهمن 1394 | 12 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی

پیامبر اکرم(ص) فرمود :یا علی(ع) شش گروه هستند که اگر توهین شدند خود را ملامت و سرزنش کنند نه دیگران را...

به گزارش افکارخبر،پیامبر اکرم (ص) فرمود «یا علی(ع) شش گروه هستند که اگر توهین شدند خود را ملامت و سرزنش کنند نه دیگران را و آنان عبارتند از:

 

کسی که بدون دعوت سر سفره‌ای بنشیند.
کسی که به صاحب خانه دستور امر و نهی فراوان کند.
کسی که از لئیم انتظار احسان داشته باشد.
کسی که در امر پنهانی دو نفر داخل شود بدون آنکه آنان به او اجازه دهند.
کسی که در مجلس، جایی بنشیند که اهلیت آنجا را ندارد.
کسی که با فردی سخن بگوید که به وی گوش نمی‌دهد.»

ادامه مطلب تعداد بازدید 28 ،  

تاريخ : سه شنبه 27 بهمن 1394 | 12 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی

به شخصی گفته شد چرا خمس نمی‌دهید؟ در جواب گفت: مگر می‌شود ما یک پنجم درآمدمان را خمس دهیم؟ زندگی‌مان فلج می‌شود! بنده خدا گمان می‌کرد باید یک پنجم از درآمد خالص خود را به عنوان خمس پرداخت کند!

به گزارش افکارخبر،خمس یک دستور مهم اسلامی است و در کنار فرایض مهمی چون نماز، روزه، حج، زکات و ساز فروع دین مبین اسلام به حساب می‌آید: «وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شیءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیتَامَی وَ الْمَسَاکینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ»، بدانید هرگونه غنیمتی به دست آوردید، خمس آن برای خدا و برای پیامبر و برای خویشاوندان (او) و یتیمان و مستمندان و واماندگان در سفر (از آن‌ها) است.

سؤالی در اینجا مطرح است و آن اینکه آیا غنائم، منحصر به غنائم جنگی است؟

آنچه از کتب لغت استفاده می‌شود، این است که در ریشه معنی لغوی این کلمه عنوان جنگ و آنچه از دشمن به دست می‌آید، نیفتاده است، بلکه هر درآمدی را شامل می‌شود، در کتاب «مفردات راغب» می‌خوانیم:‌ غنیمت از ریشه «غنم» به معنی گوسفند گرفته شده و سپس می‌گوید: سپس در هر چیزی که انسان از دشمن و یا غیر دشمن به دست می‌آورد به کار رفته است.

امام صادق (ع) پس از تلاوت آیه «وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شیءٍ ...» فرمود: به خدا سوگند مقصود درآمدهای روزانه مردم است.

*چرا خمس نمی‌دهیم؟

با این حساب به دلایل عدم پرداخت خمس می‌پردازیم:

1- عدم علم به موضوع و حکم:‌ عده‌ای هستند که واقعاً از حکم این دستور مهم اسلامی بی‌خبرند و این به دلیل آن است که با رساله توضیح‌المسائل بیگانه‌اند و یا مقلد هیچ مرجعی نیستند و شاید ندانند که مرجع تقلید کیست.

2- کج‌فهمی مسأله:‌ عده دیگری اهل مطالعه و مقلد یکی از مراجع بزرگوار تقلید هستند، اما در حین مطالعه دقت نظر ندارند و با کج‌فهمی از این موضوع مهم غفلت کرده‌اند، به شخصی گفته شد چرا خمس نمی‌دهید؟ در جواب گفت: مگر می‌شود ما یک پنجم درآمدمان را خمس دهیم؟ زندگی‌مان فلج می‌شود! بنده خدا گمان می‌کرد باید یک پنجم از درآمد خالص خود را به عنوان خمس پرداخت کند! در صورتی که خمس پس از کسر مخارج از درآمد محاسبه می‌شود.

3- خرج و دخلمان یکی نیست: گروه دیگر کسانی هستند که می‌گویند پولی برای ما نمی‌ماند که بخواهیم خمس دهیم؛ نکته مهم نیت بر ادای خمس است، به دیگر سخن کسی درآمد کم هم که دارد بایست نیت کند تا در سر سال خمسی، سهم امام زمان(عج) بپردازد، اگر خمس به او تعلق نگرفت، فرشته وحی نازل نمی‌شود تا خمس را اخذ کند.

4- مالیات می‌دهیم: این گروه مدعی هستند که اهل حساب و کتاب هستند و مالیات به دولت می‌دهند؛ پرداخت مالیات در قبال خدماتی است که دولت به مردم ارائه می‌کند؛ مانند راه‌سازی، بیمارستان، امنیت و ... اما خمس برای کمک به سادات فقیر، ترویج فرهنگ دینی و تعظیم شعائر اسلامی به مراجع تقلید پرداخت می‌شود؛ از آنجا که حوزه‌های علمیه هیچ وابستگی به دولت ندارند، ریالی از مالیات به حوزه‌ها نمی‌رسد.

5- مال‌دوستان: این گروه وابستگی شدیدی به مال دنیا دارند، گمان می‌کنند که با پرداخت خمس از مالشان کاسته می‌شود؛ غافل از اینکه خمس موجبات برکت در مال و زندگی را فراهم می‌کند.

اول پیشوای مسلمانان امام علی(ع) می‌فرماید: آن کس که حقوق واجب الهی در نعمت‌ها را نپردازد، خداوند آن را به زوال و نابودی کشاند. شگفت‌انگیز است که عده‌ای در ایام فاطمیه با حضور در هیئات و مجالس عزاداری بی‌بی دو عالم حضرت زهرای مرضیه (س) بر سر و صورت خود می‌زنند و غصب فدک را ظلم بزرگی می‌دانند؛ در صورتی که خودشان هم با عدم پرداخت خمس، حق فرزندش مهدی صاحب‌الزمان (عج) را غصب کرده‌اند!

*موارد وجوب خمس

در رساله‌های علمیه به هفت مورد اشاره شده است که یک مورد آن عمومی است و آن منافع کسب و کار است، هر کس که دارای درآمدی است باید برای خود تاریخ مشخصی از سال را معین کند و از آن به بعد تمام درآمد و همچنین مخارج زندگی اعم از خوراک، پوشاک، بهداشت و خلاصه تمام هزینه‌های جاری زندگی را لحاظ کند و در سر سال مخارج را از میزان کل درآمد کسر کند، یک پنجم الباقی میزان خمس وی خواهد بود؛ مثلاً 10 میلیون درآمد داشته و 9 میلیون را خرج کرده، الباقی را که یک میلیون است تقسیم بر 5 می‌کند و 200 هزار به عنوان خمس را به مرجع تقلید خود یا نماینده ایشان می‌پردازد.

*آثار فردی و اجتماعی پرداخت خمس و زکات

ظاهر قضیه در پرداخت خمس و زکات این است که فرد مقداری از اموال را که متعلق به خود می‌داند با دست خود به مرجع تقلید بپردازد؛ طبیعی است به لحاظ شمارش از مال کاسته شود، یعنی اگر 100 هزار مانده اوست، 20 هزار را می‌دهد و این یعنی کاستی، اما این اصل ماجرا نیست، وقتی می‌گوییم پرداخت خمس و زکات موجب برکت در مال است؛ عده‌ای می‌گویند چگونه ممکن است با کم شدن مال، برکتی به وجود آید؟

*برکت چگونه حاصل می‌شود؟‌

گوسفند هر سال یک بار زاد و ولد می‌کند و در هر بار یک یا دو بره متولد می‌شود؛‌ برای تأمین گوشت مصرفی مورد نیاز مردم در کشتارگاه‌ها، روزانه تعداد زیادی گاو و گوسفند ذبح می‌شود، مضاف بر این در ایام محرم و عید قربان مردم برای ادای نذر، گوسفندان بسیاری را قربانی می‌کنند؛ در مقابل سگ هر چند ماه یکبار زاد و ولد می‌کند و در هر بار 8-7 توله از او به وجود می‌آید، با این حساب باید تعداد سگ‌ها از گوسفندان بیشتر باشد! اما چگونه است که گله‌ای چند گوسفند دارد، در حالی که سگ یکی بیش نیست؟! آری این است مفهوم برکت در مال.

اما آثار اجتماعی پرداخت خمس و زکات را می‌توان در شکوفایی اقتصادی، پویایی و تحرک بیشتر حوزه‌های علمیه، تحقق عدالت اجتماعی،‌کاهش فاصله طبقاتی و افزایش امیتن روانی جامعه دانست، چرا که از محل جمع‌آوری خمس و زکات می‌توان در گسترش دین و ترویج از آموزه‌های دینی و اخلاقی برنامه‌های گسترده‌ای و با کیفیت‌تری را دنبال کرد و با توزیع وجوهات بین اقشار ضعیف و کم درآمد از انحرافات اخلاقی و اقتصادی آن‌ها جلوگیری به عمل آورد.


ادامه مطلب تعداد بازدید 29 ،  

تاريخ : دوشنبه 26 بهمن 1394 | 2 بعد از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی
موزه شهدای هفتم تیر، موزه عبرت ایران، زندان سیاسی باغ موزه قصر و البته باغ موزه دفاع مقدس که فضای فراخ آن به یاد آدم می‌آورَد که راه پرواز همیشه باز است.
وب سایت همشهری شش و هفت - لیلا به طلب: «زمستان می‌رود و روسیاهی به زغال می‌مانَد.» هرچقدر هم روزها تبدیل به وقفه‌های کوتاه میان شکنجه، دستگیری، هجوم و جنگ شوند. هرچقدر هم پنجره‌ها با خست تمام نور آفتاب را پشت سیاهی‌هایی که آدم‌ها به تن‌شان نشانده‌اند، پنهان کنند. هر چقدر هم زخم‌ها روی تن آدم‌های ایستاده در مقابل ظلم، دهان باز کنند و هر چقدر غُره انفجار توی گوش‌های این آدم‌ها بپیچد، باز هم زمستان می‌رود و روسیاهی به زغال می‌مانَد. 

این پیام و گفتار محل‌هایی است که در این شماره به آنها سر زده ایم. مراکزی که زیر عنوان موزه از آنها بازدید می‌کنیم اما بدون شک لحظاتی را بازسازی می‌کنند که به جان زندانی‌های سابق در این مکان‌ها زخم می‌زنند. موزه شهدای هفتم تیر، موزه عبرت ایران، زندان سیاسی باغ موزه قصر و البته باغ موزه دفاع مقدس که فضای فراخ آن به یاد آدم می‌آورَد که راه پرواز همیشه باز است. پیشنهاد ما برای تعطیلات آخر هفته، بازدید از چند موزه نام آشنا در کنار تماشای فیلمی‌از جشنواره است که همگی یک فیلمنامه مشترک دارند؛ «ایستادگی و مقاومت در برابر ظلم»

موزه شهدای انقلاب اسلامی

وقتی دفتر حزب جمهوری اسلامی، موزه می‌شود

سال 1360 است و گرمای تیرماه بیداد می‌کند. از ساختمان حزب جمهوری اسلامی‌جز ویرانه و تیرهای خمیده چیزی باقی نمانده است. چنارهای جوان خیابان از خرابی پنجره‌ها توی ساختمان سرک می‌کشند و آدم‌ها در نور بی رمق غروب و لامپ ها، دنبال نفس‌های گرفته زیر خاک و غبار ساختمان می‌گردند.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

 سید محمد بهشتی؛ دبیر کل حزب جمهوری اسلامی‌به همراه 72 تن از همراهانش در این ساختمان و هنگام برگزاری جلسه حزب، در پی یک بمب گذاری به شهادت رسیده اند. اینجا سرچشمه است. جایی حوالی میدان بهارستان. روزهای کشدار تابستان روی روز هفتم توقف کرده اند تا تقویم‌ها سالروز شهادت محمد بهشتی و یارانش را در برگ‌های شان ثبت کنند. بعد از وقوع انفجار، دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی‌سال‌ها به صورت مخروبه باقی می‌مانَد. 

اما سال‌های 88 و 89 کلید تغییر این محل به یک مرکز فرهنگی زده می‌شود. حالا سه سال است که مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب جا پای ساختمان حزب گذاشته و موزه آن نیز با نام شهدای هفتم تیر در عرض سه ماه گذشته فعال شده است.

نام شهدا بر سر در مسجد «هفتادودوتن»

دفتر حزب جمهوری اسلامی‌ایران سی و چهار سال پیش و در پی بمب گذاری گروهک منافقان تبدیل به یک بنای مخروبه شد. ساختمانی که امروز جای آن بنا را پر کرده، با آنکه شباهتی به شمایل ساختمان قدیمی‌حزب ندارد اما نام شهدای آن روز را زنده نگهداشته است.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

پشت آجرهای قرمز رنگ و یکدست این بنای سه طبقه و زیر نام شهدای هفتم تیر، فعالیت‌های فرهنگی زیادی در حال انجام است. نام شهدایی که موزه با نام آنها خوانده می‌شود، بر کاشی‌های لاجوردی و فیروزه ای سردر مسجد هفتاد و دو تن، در بیرون از مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب نقش بسته و برای هر شهید نیز محراب کوچکی در سایه گنبد آن مهیا شده است.

سالن اجتماعات و نمایش فیلم

مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب وسعتی برابر با 22هزار متر دارد. به همین خاطر بازدیدکنندگان از این مجموعه فرهنگی و موزه شهدای هفتم تیر می‌توانند از ورودی‌های مختلفی که در اطراف این مجموعه تعبیه شده برای تردد استفاده کنند. در اصلی این مجموعه در شرق آن واقع شده و از مسیر میدان بهارستان و کوچه شهید صیرفی پور قابل دسترسی است.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

 درهای دیگر این مجموعه فرهنگی در قسمت‌های شمالی و شرقی آن واقع شده اند. مزیت مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب، در کنار موزه ای که به نام شهدای هفتم تیر مزین شده برخورداری از یک سالن اجتماعات با ظرفیت 500نفر است. به خصوص که هر از گاه در این سالن، فیلم‌های اکران شده سینمایی نیز به نمایش در می‌آیند. علاوه بر آن، سالن حسینیه این مجموعه فرهنگی نیز ظرفیت پذیرش چهار تا پنج هزار نفر جمعیت را برای برگزاری برنامه‌های فرهنگی و متنوع داراست.

یادگار شهدای هفتم تیر

لباس- کتاب ها- دستنوشته‌ها و هر آنچه از شهدای هفتم تیر به یادگار مانده حکم وسایل موزه ای را در مجموعه شهدای انقلاب پیدا کرده‌اند. در میان دیواره‌های کنگره دار و روشن این موزه سه سالن راهرو مانند طراحی شده است. دیواره‌های شیری در هر دو سو تصاویر 73 تن شهیدان هفتم تیر سال 60 را در معرض دید بازدیدکنندگان می‌گذارند. 

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

زیر سقفی که با دریچه‌هایش نگاه و نور آسمان را به میانه موزه می‌کشد، ویترین‌های شیشه‌ای ایستاده اند که یادگارهای شهدای هفتم تیر را مانند گنجینه ای بی مثال حفاظت می‌کنند. چند خطی از پیچ و خم‌های زندگی شهیدان هفتم تیر هم اینجا پیدا می‌شود. چون خلاصه زندگی هر شهید را به همراه تصویر نقاشی شده از چهره او، می‌توان در میان سالن‌های این موزه یافت. تهیه این مختصر زندگینامه در مورد مجروحان بمب‌گذاری هفتم تیر نیز انجام شده و فراز و نشیب زندگی 19 تن مجروح این واقعه نیز در سالن 300متری این موزه به نمایش درآمده است.

بازخوانی تاریخ در کنار مکان‌های مفرح

گنبد را درست چند قدم آن‌طرفتر از موزه شهدای هفتم تیر بنا کرده اند. جایی که نامش را «یادمان شهدای هفتم تیر گذاشته اند» و نقطه ای را نشان می‌دهد که بمب کار گذاشته شده، در آن محل منفجر شده است. خاطره تمام افرادی که در دفتر حزب جمهوری اسلامی‌به شهادت رسیدند در همین نقطه ماندگار شده است. اما مزارهای حیاط مجموعه بر حضور دو تن از شهدای گمنام نیز در فضای مجموعه صحه می‌گذارند.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

 پله‌هایی که از محل یادمان شهدای هفتم تیر به سالن اجتماعات متصل می‌شود بازدیدکننده را در محوطه بیرونی به یک آکواریوم وسیع با انواع مختلفی از ماهی‌ها می‌رساند. کلینیک مشاوره، مهدکودک و پیش دبستانی، رستوران، فست فود، محلی برای قرارهای ملاقات و مرکز فروش وسایل فرهنگی نیز در فضای مجموعه شهدای انقلاب تعبیه شده اند تا با ارائه خدمات به بازدیدکنندگان لحظات خوبی برای آنها رقم بزنند. به خصوص که مرکز فروش وسایل فرهنگی از وجود دو قفس بزرگ و دیدنی شامل انواع پرندگان نیز بهره مند است.



موزه عبرت ایران

شکنجه پشت شیشه‌های تاریک

دیوارهای سیمانی قد کوتاه از یک طرف و دیواره ای طویل که با آجرهای بهمنی بالا آمده است از دیگر سو، در یک نقطه مشترک به هم می‌رسند. نقطه ای که رنجنامه بسیاری از زندانیان سیاسی پیش از انقلاب از آن آغاز می‌شود؛ در ورودی موزه عبرت ایران در حوالی میدان امام خمینی و خیابان فردوسی. کادیلاک‌های مشکی پارک شده در حیاط موزه، از نمای روبرو و با چراغ‌های خاموش آنقدر خوفناک هستند که تصویر پا به پا شدن ماموران ساواک زیر سایه درخت‌ها یا پشت دیوار را در خیابان‌های چهل سال پیش تهران بازسازی کنند.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

در یک چشم به هم زدن می‌توان ساواکی‌های کت و شلوارپوشی را مجسم کرد که بی هیچ حرف و حدیثی، متهم را از نزدیکی خانه یا محل کار، کَت بسته به این محل می‌آوردند تا به دست شکنجه گرهای کمیته مشترک ضد خرابکاری بسپارند. پشت آن درهای فلزی سبز که میله هایش تنها دو انگشت با هم فاصله دارند خبرهای ناخوشی بوده که سیاهی شیشه‌ها مامور پنهان کردن آنها می‌شدند.

آن سوی پرده‌های سیاه چشم بند

شاید هیچ کدام از کسانی که در کمیته مشترک ضد خرابکاری بازجویی و شکنجه شده اند، فضای اتاق‌های این شکنجه گاه را درست و حسابی به چشم ندیده بودند؛ چرا که چشم بند مجرمان سیاسی، اغلب اوقات، دنیای تاریک آنها را در این محل سیاه تر می‌کرد؛ اتاق‌های سقف کوتاه و تاریک، وسایل شکنجه و درهایی که از پایین تا بالا با چند قفل و بست، چفت می‌شدند. حتی ضبط صوتی هم که با آن اعصاب زندانی را تا حد جنون تحریک می‌کردند سر جایش روی نشیمن صندلی فلزی این کمیته آرام گرفته است.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

 بالای بعضی دیوارها، اما عکس شاه و فرح هست کنار قاب عکسی که خنده ولیعهد را قاب گرفته. دیوارهای اتاق افسر نگهبان یکی از آن دیوارهاست. جایی که زندانی به محض ورودش به کمیته، از آن سر در می‌آورده. وسایل اش را می‌گرفتند و او را با لباس زندانی و چشم‌های بسته روانه سلول می‌کردند.

وقتی شقاوت به نهایت می‌رسد

شماره‌های روی قفسه‌های سبز رنگ می‌گویند تعداد زندانیان کمیته مشترک ضد خرابکاری در آن واحد، به صد تا دویست تن هم می‌رسید. لباس‌ها و وسایل زندانی‌ها را در این محفظه‌های فلزی نگه داشتند. زندانی با چشم بند و لباس‌های سرتاپا خاکستری روانه سلول و بارها روانه اتاق «آپولو»، «قفس داغ»، صندلی داغ و اتاق «تمشیت» می‌شد و شاید از زیر دست شکنجه گرهای ساواک زنده بیرون نمی‌آمد. آنچه از اتاق‌های شکنجه آن روزها در موزه عبرت بازسازی شده، تخت‌ها و صندلی‌هایی هستند که گوشت و پوست زندانی‌ها را با بست‌های فلزی به آنها ثابت می‌کردند.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

کلاه فلزی بر سر آنها می‌گذاشتند و با شلاق، پاهای برهنه شان را سیاه و کبود می‌کردند. گاهی وقت‌ها هم با ولتاژ غیرکشنده برق، به نقاط حساس بدن زندانی شوک الکتریکی می‌دادند تا از زبان آنها حرف بکشند. مجرمان سیاسی در قفس‌های کوچک فلزی زندانی و داغ می‌شدند و روی صندلی‌های گُر گرفته آهنین شکنجه می‌شدند. نمونه وسیله‌های شکنجه در چند قدمی‌غرفه وصیت نامه در موزه عبرت ایران نگهداری می‌شود. اینجا وصیت نامه‌هایی پیدا می‌شوند که چند دقیقه مانده به اعدام مجرمان توسط آنان نوشته می‌شد اما هیچوقت به دست اعضای خانواده اعدامی‌ها نمی‌رسید.



باغ موزه دفاع مقدس


خاطره روزهای جنگ

قلب اراضی عباس آباد و همسایگی با مجموعه‌های فرهنگی پایتخت همچون کتابخانه ملی، باغ کتاب تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی و باغ هنر، باغ موزه دفاع مقدس را به حلقه مراکز فرهنگی پایتخت اضافه می‌کند. درست مانند تصویری که نمای هوایی این باغ موزه برای بیننده خلق می‌کند. این تصویر به یک قلب تپنده سبز می‌مانَد با رگ‌هایی که در پهنه سبزرنگ آن جاری شده‌اند؛ مسیرهای باریکی که تصاویر روزهای دفاع از میهن را برای آدم‌ها زنده می‌کنند. 

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

مطالعه برای ساخت این فضاها در باغ موزه دفاع مقدس، بیشتر از ده سال پیش آغاز شد و از میان گروه‌های طراح مجموعه 42 اثر برگزیده شدند تا نتیجه طراحی برگزیدگان این فراخوان، شکل فعلی موزه را با مزار شهدای گمنام در مطلع مجموعه و هشت تالار در پهنه آن رقم بزند. کیوسک‌های اطلاعاتی در گوشه و کنار این مجموعه سر بر آوردند و صفحات نمایش لمسی موجود در آنها برای ارائه اطلاعات، به گفته‌های فرماندهان دوران دفاع مقدس و اسناد معتبر ملی و بین المللی استناد کردند.  

از ایران باستان تا روزهای انقلاب

تالار آستانه موزه دفاع مقدس که  رخ می‌نماید، نوای الله اکبر در فضای تالار طنین می‌اندازد. اینجا می‌توان تصاویر بناهای ایران را روی قوس دیوارهای سفید مشاهده کرد. طراحی بر دیوارهای تالار که به عهده ویدئو پروژکتورها گذاشته شده به نقشه ایران باستان و تصویر مینیاتوری از جنگ خیبر می‌رسد. گذر از تاریک- روشنای دالان مشاهیر یاد چند تن از مبارزان انقلاب مشروطه و استبداد و استعمار را طی صد سال گذشته زنده می‌کند.

 کمی‌آن طرفتر اما ویترین شیشه‌ای هست که تفنگ‌ها روی سکویش ردیف ایستاده‌اند و گل‌های میخک نشسته بر لوله‌های باریک آنها روزهای نخستین پیروزی انقلاب را یادآور می‌شود. شعارنویسی‌ها پا به میدان می‌گذارند و میخک‌های سفید را در خاطره سازی انقلاب 57 یاری می‌کنند.

لحظات آغازین جنگ تا آوارگی بانوان درراه مانده

صدام تکریتی، مصوبه شورای امنیت را پاره می‌کند. جنگ تحمیلی علیه ایران کلید می‌خورَد. این تصاویر در کنار لحظات آغازین جنگ قدم به قدم در تالار «حیرت و حقانیت» موزه دفاع مقدس پیش روی مخاطب بازسازی می‌شوند. مانیتور بزرگ تالار، آغاز جنگ را اعلام می‌کند. 480تجاوز زمینی و 150 تجاوز هوایی به خاک ایران. گوشه‌ای از عواقب این تجاوزها را آجرهای فرو ریخته روی نیمکت‌های واژگون مدرسه نشان می‌دهد. پنکه سقفی از کار افتاده و دیگر، عرق دانش اموزان پشت نیمکت را خشک نمی‌کند. تخریب شهرها، تخریب صنعت و دیوار آوارگانی که نگاه نگران بانوان جنگ زده را نشانه رفته، این تالار را به پایان می‌برد.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

تصویر مردانگی‌ها

هجوم سراسری نیروهای بعثی عراق، در سکوت خبری رسانه‌های دنیا گم می‌شد. با این حال مردانگی مردم ایران در اعزام به جبهه‌های جنگ انکارناپذیر می‌نمود. تالار«دفاع» از این سکوت ناحق، پرده برمی‌دارد و لبخندهای رزمندگان را به هنگام حضور در سنگرها و نبرد در مقابل نیروهای بعث عراق تصویر می‌کند. اما این تمام نمونه‌های به جامانده از ایستادگی ایرانی‌ها نیست؛ ویترین شیشه ای هدایای مردم برای کمک به رزمندگان در همین تالار نگهداری می‌شود. قوس آرام دیوار پیش می‌رود و دیواره ای که با اهتزاز پرچم سه رنگ ایران آغاز شده بود، بیننده را به تالار «آرامش و مقابله» وصل می‌کند. 

جایی که نیروهای عراقی بر یک پرده مه گرفته، به سمت بیننده هجوم می‌آورند اما به سرعت فراری می‌شوند. شجاعت و قدرت رزمندگان با بازسازی شلیک به تانک و ضرورت کم کردن فاصله برای هدف گیری آن به تصویر در می‌آید. با این حال رزمندگان از عملیات آبی، خاکی، هوایی و نبرد نفت کش‌ها سربلند بیرون می‌آیند، به طوری که نه سیم‌های خاردار جلودارشان است و نه معابر مین و سلاح‌هایی که بدن آنها را نشانه رفته است.

شهد شهادت، طعم پیروزی، نام ماندگار

فیلم زندگی اُسرای ایرانی در اردوگاه عراقی‌ها در حال پخش شدن است. اینجا تالار «شهادت» باغ موزه دفاع مقدس است و رد پای جانبازی، شهادت و آزادگی در نقطه نقطه تالار پیداست. پلاک‌های کوچه‌ها و خیابان‌های شهرها می‌گویند نام شهدا تا ابد زنده می‌مانند؛ افتخاری که در کنار حفظ مرز خاکی کشور در تالار «پیروزی» تکمیل می‌شود. حملات نیروهای بعث عراق دفع می‌شوند و روزنامه‌ها شادی مردم از این ایستادگی‌ها را تیتر می‌کنند.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

 تصاویر این روزنامه‌ها به همراه مکاتبات مسئولان کشور با صدام برای پایان جنگ در این تالار به نمایش درآمده است. تصویر صدام روی تابلویی سیاه و قرمز کلاژ شده و قدمی‌آن‌طرف‌تر طناب دار در عکس، انتظارش را می‌کشد. تالار «سرانجام» رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی‌را تصویر می‌کند با آیینه‌هایی که جای خالی امام در بالکن جماران را منعکس می‌کنند. خانواده امام در تصاویر این تالار با ایشان وداع می‌کنند و تشییع باشکوه امام با راهپیمایی‌های 32ساله روزهای پیروزی انقلاب در جوار هم قرار می‌گیرند.

فیلم با صدای واقعی شهدا

«ایستاده درغبار»؛ نخستین فیلمی‌است که تصاویر جنگ را با صدای بازیگران صحنه‌های واقعی زندگی به نمایش در می‌آورد. این فیلم که داستان زندگی شهید احمد متوسلیان را به تصویر می‌کشد بر روی صدای واقعی شهیدان همت و احمد متوسلیان ساخته شده است. به عبارت دیگر فضای فیلم با حضور بازیگران و به کارگردانی محمد حسین مهدویان بازسازی شده در حالی‌که دیالوگ‌های فیلم با صداهای واقعی شهیدان همت و احمد متوسلیان روی پرده می‌رود.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

 از طرفی برای جلوه دهی طبیعی به صحنه‌های فیلم، کادربندی‌ها در جاهایی توسط فیلمبردار شکسته شده  و در بعضی از سکانس‌ها لرزش دست نیز به کمک فیلمبردار آمده تا صحنه‌های طبیعی تری خلق کند. زمان نمایش این فیلم، روزهای جشنواره فیلم فجر است و علاقه مندانی که بلیت‌های جشنواره را تهیه کرده باشند برای نخستین بار می‌توانند داستان زندگی شهیدان را با دیالوگ‌هایی تماشا کنند که بر زبان شهدا جاری شده است.



باغ موزه قصر

قصری که زندان و زندانی که موزه شد

زندان قصر نامش را از بنای دوره قجر وام گرفت. پایه تخت قاجار فتحعلی شاه را روی تپه ماهورهای اطراف تهران گذاشتند. یک قصر با شمایل قلعه نظامی‌که محل تفریح و استراحت شاه به حساب می‌آمد. این قصر اتفاقات زیادی را از سر گذراند. از کاهلی در نگهداری بنا گرفته تا نخستین تیک آف تاریخی توسط خلبان کوزمینسکی روس در زمین‌های قصر. اما بعد از روی کار امدن رضاخان با طراحی و نقشه کشی مارکوف روسی، تبدیل به زندانی برای مجرمان حکومت پهلوی شد و تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی‌روی تعداد زیادی از مجرم‌های دوران پهلوی دوم را هم به خود دید. 

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

از زمانی که زندان قصر برای تبدیل شدن به موزه در اختیار شهرداری تهران قرار گرفت 15- 16سال می‌گذرد. در روزهای بلند تابستان سال 1391 بعد از بازسازی و ترمیم زندان قصر، درهای این محل به عنوان باغ موزه قصر به روی بازدیدکنندگان گشوده شد. حالا در کنار بندهای زندانی که موزه مارکوف از زندان‌های دوره پهلوی اول و دوم به نمایش می‌گذارد، زندان سیاسی قصر هم خاطرات مقاومت‌های قبل از انقلاب 1357 را برای بازدیدکنندگان این موزه تصویر می‌کند.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

خواب خوابیدن را در سلول‌های قصر می‌دیدند

توی این یک وجب جا همیشه آفتاب غنیمت است. زندانی‌ها لابد دنبال جرزی می‌گشته‌اند که یک باریکه نور توی سلول‌های‌شان بیندازد. اما دریغ که همان یک پلک نور هم در میان دیوارهای سیمانی و چرکمرد زندان‌های قصر پیدا نمی‌شدند. وضعیت فعلی سلول‌های نمور و چند وجبی زندان سیاسی که اینطور ماجرا را تعریف می‌کنند. روایت شفاهی زندانی‌های این سلول‌ها پرده از ماجرای دیگری هم بر می‌دارد؛ این‌که در همین یک- دو متر جا حداقل پنج- شش نفر زندانی را نگهداری می‌کردند. با افزایش زندانی‌ها کار بالا می‌گرفت و باقی زندانیان را هم روانه همین سلول‌های تنگ و تاریک می‌کردند.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

 بنابراین زندانی‌ها باید برای گذران وقت و جای خواب چاره‌ای می‌کردند. چون وقتی برای ایستادن آنها در یک سلول چند وجبی جا نباشد دیگر باید خواب خوابیدن را در این سلول‌ها دید یا برای باز شدن جا به سرویس بهداشتی سلول پناه برد. حکایت سلول‌های شب آخر هم که در دل اعدامی‌های زندان مانده است؛ چون این سلول‌ها محل نگهداری زندانیانی بوده اند که شب آخر عمرشان را سپری می‌کردند و طلوع خورشید فردا را نمی‌دیدند.

از خود گذشتگی از جان گذشته ها

حمام کردن زیر آسمان برفی زندان قصر

دیوارهای سیمانی هواخوری زندان، انگار آسمان را نشانه رفته اند. به گفته راهنمایان زندان سیاسی قصر این دیوارها چند متر بلندتر از حد فعلی ساخته شده بودند به طوری که هر گونه نقشه فرار را در نطفه خفه می‌کردند. در عوض در میانه هواخوری حوضی وجود داشته که قطر یخ زدگی اش در این وقت از سال به بیش از بیست سانتی متر می‌رسیده این حوض محل استحمام زندانی‌ها در نبود امکانات بهداشتی در زندان بوده است. فرقی هم نمی‌کرده ظل آفتاب باشد یا دانه‌های برف از آسمان ببارد.

ادامه مطلب تعداد بازدید 33 ،  

تاريخ : يکشنبه 25 بهمن 1394 | 10 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی
تست زیر به شما خواهد گفت که بیشتر به افراد قاطع، جدی و کمتر احساساتی نزدیک هستید یا افراد مهربان و نرم خو.
1- کدام یک از این موارد به باور شما در مورد سالگرد ازدواج نزدیکتر است؟

الف) روزی است که اگر دو نفر همدیگر را دوست داشته باشند، برای هم هدیه می خرند و آن را جشن می گیرند.

ب ) یک روز رمانتیک که باید برای همسرتان هدیه بخرید.

ج ) روزی که افراد ناچار می شوند برای همسرشان هدیه های گران بخرند و پول شان را هدر دهند.

2- کدام یک از این موارد موسیقی مورد علاقه شما هستند؟

الف) پاپ، کلاسیک و جاز

ب ) موسیقی آرام و رمانتیک

ج ) هر نوع موسیقی شلوغ، پرسروصدا و کوبشی

چقدر مهربان هستید؟

3- بعد از بحث و دعوا با همسرتان آیا برایش هدیه ای می خرید و برای خاتمه دادن به جنجال پیش قدم می شوید، حتی اگر معتقد باشید که مقصر نبوده اید؟

الف) گاهی اوقات

ب ) بله

ج ) هرگز

4- اگر همکار بی دقت تان مرتکب اشتباهی شده باشد و مدیرتان او را تهدید کرده باشد که در صورت تکرار اشتباه اخراج می شود، آیا حاضرید اشتباه او را به گردن بگیرید تا از این وضعیت نجات پیدا کند؟

الف) بستگی به شرایط دارد. اگر از دوستان نزدیک و صمیمی، اقوام نزدیک یا اعضای خانواده ام باشد، احتمالا این کار را برایش انجام می دهم.

ب ) بله

ج ) خیر

5- آیا دل تان برای متکدیان خیابانی می سوزد؟

الف) گاهی اوقات

ب ) بله. معمولا به آنها کمک می کنم.

ج ) خیر

6- آیا تاکنون برای سگ یا گربه ولگردی خانه و سرپناه درست کرده اید؟

الف) احتمالا اگر در چنین موقعیتی قرار بگیرم، این کار را انجام می دهم.

ب ) بله

ج ) بعید می دانم چنین کاری بکنم.

7- تصور کنید در محل کار سرتان بسیار شلوغ است و کارهای زیادی دارید که باید هر چه سریع تر آنها را تمام کنید، در همین شرایط با همسرتان به مشکلی برخورده اید که اگر بتوانید کمی بیشتر با او وقت بگذرانید یا چند روز با هم به سفر بروید می توانید آن مشکل را حل کنید؛ آیا مرخصی می گیرید تا این وقت را برای همسرتان صرف کنید؟

الف) بله اما در آن چند روز خیالم راحت نیست؛ چون کارهایم مدام در ذهنم هستند و نگرانشان هستم.

ب ) بله

ج ) خیر. این کار بی مسئولیتی است. دوست دارم همسرم مرا درک کند که در چنین شرایطی نمی توانم مرخصی بگیرم و برای او وقت بگذارم.

8- آیا با همسرتان در مورد عادت هایش که شما را آزار می دهند صحبت می کنید؟

الف) گاهی اوقات

ب ) هرگز یا به ندرت

ج ) بیشتر اوقات یا همیشه

9- شما مدت های زیادی است که برای خرید بلیت کنسرت خواننده محبوب تان پول جمع کرده اید. همزمان با خرید بلیت یکی از دوستان تان از شما می خواهد برای شرکت در یک اقدام خیرخواهانه برای کمک به چند نفر نیازمند و بیمار مبلغی کمک کنید. شما می دانید غیر از شما کسی به آنها کمک نخواهد کرد، از طرف دیگر مشخص نیست خواننده محبوب تان چه زمانی دوباره کنسرت خواهد گذاشت، چه می کنید؟

الف) به دوستم می گویم اگر خیلی واجب باشد کمک می کنم اما در مورد برنامه هایی که برای پولم داشته ام نیز برایش توضیح می دهم.

ب ) به آنها کمک می کنم و هیچ حرفی در مورد کنسرت نمی زنم.

ج ) نمی توانم فرصت از نزدیک دیدن خواننده محبوبم را از دست بدهم.

10- به نظر می رسد مسئله ای به شدت ذهن همسرتان را مشغول کرده است، در این شرایط چه می کنید؟

الف) در ابتدا چیزی نمی گویم اما اگر چند روز گذشت و حالش بهتر نشد، از او می پرسم که چه شده است و آیا می توانم کمکی کنم یا نه.

ب ) از همان ابتدا می گویم که برایش نگران هستم و اگر بتوانم می خواهم کمکش کنم.

ج ) چیزی نمی گویم و صبر می کنم تا بهتر شود.

11- اگر ببینید یک نفر در خیابان غش کرده و روی زمین افتاده است، چه می کنید؟

الف) می ایستم و نگاه می کنم که آیا کسی به او کمک می کند یا نه و اگر کسی پیدا نشد، خودم به او کمک می کنم.

ب ) بی درنگ برای کمک به سویش می روم.

ج ) کاری انجام نمی دهم ولی امیدوارم بهتر شود.

12- اگر کسی بخواهد شما را مدیریت کند، ناراحت می شوید؟

الف) گاهی اوقات

ب ) بله

ج ) نه چندان

13- آیا تاکنون برای همسرتان نامه عاشقانه نوشته اید؟

الف) معمولا می نویسم.

ب ) گاهی اوقات می نویسم.

ج ) هر گز نامه عاشقانه نمی نویسم.

14- اگر بخواهید یک شب رمانتیک با همسرتان داشته باشید، چه برنامه ای برای آن شب می گذارید؟

الف) یک غذای لذیذ و تجملاتی، یک فیلم زیبا و رمانتیک و یک هدیه زیبا.

ب ) یک غذای خوشمزه که با هم آن را آماده کنیم، یک مبل راحت و یک فیلم زیبا.

ج ) یک شام ساده و گفتگویی صمیمی در نور ملایم.

15- آیا برای همسرتان هدیه می خرید؟

الف) زیاد نمی خرم اما هرگز هدیه تولد و سالگرد ازدواج مان را فراموش نمی کنم.

ب ) بله. دوست دارم هر وقت که می توانم برای همسرم هدیه بخرم و او را غافلگیر کنم.

ج ) خیر

16- آیا برای افراد مشهوری که بدنام می شوند، احساس دلسوزی می کنید؟

الف) گاهی اوقات

ب ) بیشتر اوقات

ج ) هرگز یا به ندرت

17- وقتی کسی از شما کمکی می خواهد و شما در شرایط کمک کردن به او نیستید، نه گفتن چقدر برایتان دشوار است؟

الف) اگر حس کنم کمک کردن من خیلی ضروری نیست و کس دیگری هم می تواند آن را انجام دهد یا کمک من بی فایده خواهد بود، خیلی راحت می توانم نه بگویم.

ب ) برایم بسیار دشوار است.

ج ) اصلا دشوار نیست.

18- در اخبار شبانگاهی تلویزیون خبری می بینید در مورد سگی که در چاه افتاده و یک تیم آتش نشانی سعی دارند آن را نجات دهند، صبح روز بعد کدام یک از این گزینه ها در مورد شما درست است؟

الف) صبح که بیدار می شوم، سراغ برنامه های عادی خودم می روم اما در طول روز یاد آن سگ می افتم و با همکارانم در مورد آن صحبت می کنم و می پرسم که آیا کسی خبر دارد آتش نشان ها توانسته اند آن را نجات بدهند یا نه.

ب ) چنان به فکر آن سگ خواهم بود که صبح به محض بیدار شدن سعی می کنم از طریق رادیو و تلویزیون یا اینترنت خبری در موردش پیدا کنم.

ج ) اندکی بعد از شنیدن خبر، همه چیز را فراموش می کنم.

19- چند وقت یک بار در مورد مسائل خانه و خانواده تان با دیگران صحبت می کنید؟

الف) هر از گاهی

ب ) هرگز یا به ندرت

ج ) بیشتر اوقات

20- آیا تاکنون هنگام دیدن یک فیلم غم انگیز گریه کرده اید؟

الف) بله، البته به ندرت چنین اتفاقی می افتد.

ب ) بیشتر اوقات از دیدن فیلم های غم انگیز گریه می کنم.

ج ) هرگز از دیدن فیلم گریه نمی کنم.

21- آیا تاکنون برایتان اتفاق افتاده است که به خاطر فرد دیگری از شدت خوشحالی اشک بریزید؟

الف) به ندرت چنین اتفاقی می افتد.

ب ) بسیاری اوقات این حالت را تجربه می کنم.

ج ) هرگز

22- کدام یک از این موارد برای یک ارتباط موفق و بلندمدت ضروری است؟

الف) زندگی خانوادگی موفق و آرام

ب ) اهمیت دادن به طرف مقابل و رعایت احترام متقابل

ج ) روابط پویا و دو طرفه

23- اولین واکنش شما با دیدن اخباری از قبیل دزدی و قتل چیست؟

الف) به شدت عصبانی می شوم.

ب ) برای قربانی و افراد آسیب دیده به شدت متاثر می شوم.

ج ) باید منطقی بود و پذیرفت که این سختی ها در دنیا وجود دارند.

24- آیا تاکنون برایتان اتفاق افتاده از دیدن فیلمی که پایان بسیار خوشی داشته است، اشک بریزید؟

الف) گاهی اوقات

ب ) بیشتر اوقات

ج ) هرگز

25- آیا معتقدید احساس تان برای زندگی تان قانون وضع می کند یا منطق تان؟

الف) هر دو به میزان مساوی

ب ) احساسم

ج ) منطقم

چقدر مهربان هستید؟

اکنون برای محاسبه امتیازات تان به هر پاسخ ب، دو امتیاز و پاسخ الف، یک امتیاز بدهید و برای پاسخ های ج، هیچ امتیازی در نظر نگیرید.


امتیاز 40 تا 50

شما فردی به شدت رمانتیک و با احساس هستید، احساسات دیگران را به خوبی درک می کنید و خودتان را در احساسات آنها شریک می دانید. اخبار و رویدادهای مهم بر شما بسیار تاثیر می گذارند، در حدی که احساس گناه می کنید؛ چرا نزدیک آنها نیستید تا بتوانید کمک شان کنید.
شما فردی نرم خود و مهربان هستید و دوست دارید مورد احترام قرار بگیرید. شما به دلیل ویژگی هایتان بسیار به دیگران فکر می کنید و بیشتر اوقات وقتی کسی از شما کمکی بخواهد، نمی توانید به او نه بگویید.

امتیاز 25 تا 39

شما در حد میانه قرار دارید؛ یعنی سعی می کنید به گونه ای رفتار کنید که کسی ناراحت نشود، احساسات آنها را درک می کنید و در صورت لزوم کنارشان هستید اما همیشه اینگونه نیستید و مثلا زمانی که می دانید حضور شما تاثیری در بهبودی حال طرف مقابل تان ندارد یا نمی توانید کمکی به او بکنید، خودتان را درگیر نمی کنید.

شما قلب مهربانی دارید و اگر بتوانید کمکی به دیگران بکنید، آن را دریغ نمی کنید و به خوبی می توانید احساسات دیگران را درک کنید. اطرافیان تان از احساس همدلی و همدردی شما لذت می برند و همواره به یاد دارند که فرد قابل اطمینانی وجود دارد که در صورت لزوم می توانند به او دلگرم باشند.

امتیاز کمتر از 25

امتیاز شما نشان می دهد که بیشتر به افراد قاطع، جدی و کمتر احساساتی نزدیک هستید تا افراد مهربان و نرم خو. البته خودتان هم دوست ندارید فردی نرم خو و مهربان باشید چون این ویژگی ها را به نوعی ضعف می دانید و از ضعیف بودن بیزارید. 

شما را نمی توان فردی رمانتیک و احساساتی نامید البته این ویژگی ها شما را از داشتن روابط عاشقانه و خانواده امن و آرام محروم نمی کنند چون داشتن خانواده امن و آرام یا روابط عاشقانه بیش از مهربانی و نرم خویی به مهارت های ارتباطی نیاز دارد و شما می توانید این مهارت ها را کسب کنید. مردم به شما احترام می گذارند و شما را به خاطر صداقت و اعتماد به نفس تان تحسین می کنند.

اینکه فرد صادق و راستگویی هستید، یک ویژگی بسیار مثبت است چون مزایای آن نه فقط به خودتان بلکه به اطرافیان تان نیز می رسد. اطرافیان می دانند شما احساساتی نیستید اما اگر زمانی احساسی از شما دیدند، آن را باور می کنند چون می دانند شما فرد صادقی هستید و برای جلب توجه دیگران تظاهر به مهربانی و نرم خویی نمی کنید.

ادامه مطلب تعداد بازدید 30 ،  

تاريخ : يکشنبه 25 بهمن 1394 | 10 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی
مهریه را کی داده؟ کی گرفته؟ ... با اینکه این ضرب المثل و یا جمله غلط و کلیشه ای هنوز در فرهنگ ما شنیده می شود اما در واقع باید گفت که اتفاقا خیلی اوقات مهریه را هم خوب گرفته اند به نحوی که هم اکنون حدود ۲ هزار زندانی مهریه و نفقه در زندانهای کشور محبوسند!
اما حقیقت آن است که مهریه مالی است که مرد هنگام وقوع عقد نکاح یا به عبارتی ازدواج، به همسر خود تقدیم می کند و مکلف است آن را بپردازد.

مهریه را هم داده اند و هم گرفته‌اند/روش بخشش مهریه توسط عروس
 اگر فکر می کنید که مهر زن فقط سکه یا پول است اشتباه می کنید، زیرا شما می توانید هر آنچه ارزش مالی یا اجتماعی داشته باشد، مهر خود قرار دهید، مثل طلا، نقره، املاک، پول رایج، لوازم زندگی و حتی آموزش قرآن یا مهارتی ویژه... یا به تعریف حقوقی باید گفت که هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک باشد می توان مهر قرار داد (ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی)؛

امروزه بیشتر سکه طلا را مهر زن می کنند. به قول جهانشاهی وکیل دادگستری که در گفتگو با ما می گوید: این روش ثبت مهریه در کشور غلط است و نباید اجازه داد مردی که توانایی پرداخت مهریه بالا را ندارد هر رقمی دلش خواست ثبت کند به امید اینکه همسرش را از دست ندهد یا اینکه اگر مهریه کم باشد به همسرش جسارت شده است! اما سوال این است چطور مردان به دلیل عدم پرداخت مهریه راهی زندان می شوند؟

اعسار مرد تائید شود مهریه را باید دولت به زن پرداخت کند

بگذارید با قانون حمایت از خانواده صحبت کنیم. در فصل ازدواج، ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده آمده است که اگر مهریه تا ۱۱۰ سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد وصل آن بر اساس ماده قانون محکومیتهای مالی الزامی است و اگر مهریه بیش از ۱۱۰ سکه باشد پرداخت آن مشروط به توانایی مالی زوج است. 

جهانشاهی می گوید: اگر مرد توانایی پرداخت مهریه کمتر از ۱۱۰ سکه را هم نداشته باشد در هرحال باید زندانی شود مگر اینکه بعد از زندانی شدن درخواست اعسار داده و دادگاه پس از بررسی به این نتیجه برسد که واقعا این آقا داماد هیچ آهی در بساط ندارد آن وقت این وظیفه دولت است که این هزینه را از بیت المال تامین کند.

 اما آیا دولت اینقدر بودجه دارد این هزینه ها را پرداخت کند؟ تعیین اعسار هم البته به همین آسانی ها نیست و باید دو شاهد به اعسار مرد گواهی دهند و قاضی در این خصوص بسیار حساس و موشکافانه وارد می شود.

مهریه را هم داده اند و هم گرفته‌اند/روش بخشش مهریه توسط عروس
اعسار مرد پذیرفته شود اصلا پایش به زندان نمی رسد

علی اصغر حیدری وکیل دادگستری در گفتگو با ما می گوید: بر اساس قانون جدید محکومیتهای مالی که از مرداد ۹۴ اجرایی شده نیاز نیست مرد حتما زندان برود تا دادخواست اعسارش پذیرفته شود بلکه می تواند ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ اجراییه دادخواست اعسار بدهد و اگر این کار را کرد و اعسارش پذیرفته شد دیگر زندان نمی رود.

با این حال اگر اعسار پذیرفته نشود باید زندانی مهریه در زندان بماند تا اینکه انجمن ها و نهادهای مردمی مانند ستاد دیه با کمک خیرین زندانیان مهریه را آزاد کنند در حالی که باز هم اولویت آزادی با زندانیان دیه در جرایم غیر عمد است چون آنها غیرعمد مرتکب جرم شده و در حبس هستند اما زندانی مهریه با علم و دانسته مهریه را تعیین و ثبت قانونی کرده است.

مردی که ۲۰۰۰ سکه مهر زنش می کند اگر داشته باشد باید پرداخت کند

حالا اگر مهریه بالای ۱۱۰ سکه باشد اول باید داماد ۱۱۰ سکه را پرداخت کند و اگر دادگاه تائید کرد مرد تمکن مالی دارد با حکم دادگاه الباقی مهریه هم به نحوی باید پرداخت شود. اگر بخواهیم راحت تر بیان کنیم این است که مثلا مردی مهریه همسرش را ۲۰۰۰ سکه تعیین کرده و حالا زن مهریه را به اجرا می گذارد و اگر دادگاه به این نتیجه برسد مرد تمکن مالی دارد یا زوجه اموال مرد را به دادگاه معرفی کند تمام مهریه باید پرداخت شود و ۱۱۰ سکه ملاک نیست.

البته بعد از بازداشت زوج می تواند درخواست اعسار کند یعنی اینکه به قاضی بگوید من واقعا اموال و درآمدی برای این پرداخت مهریه ندارم. قاضی وقتی به این نتیجه رسید متهم آزاد شده و مهریه تقسیط می شود.

مهریه را هم داده اند و هم گرفته‌اند/روش بخشش مهریه توسط عروس

مراحل بخشیدن مهریه همسر

اما یک موضوع دیگر هم اینجا مطرح است و آن اینکه زوجه در طول زندگی دلش بخواهد مهریه اش را به هر دلیلی ببخشد. اما این اقدام هم برای خودش راه و رسمی دارد.

مثلا تا قبل از ثبت عقد امکان بخشش مهریه وجود ندارد. نکته دوم اینکه اصلا نیاز نیست به دادگاه مراجعه کنید مثلا همسر شما روی یک کاغذ می نویسد من مهریه خودم را به همسرم بخشیدم و بعد امضا و اثر انگشت می زند و این خودش مدرک است.

 با این حال داماد برای محکم کاری بهتر است راهی دفترخانه اسناد رسمی شود و این کار را ثبت کند. این اقدام همان اقرارنامه ثبتی است و بعد از ثبت٬ نامه ای به دفتر ثبت ازدواج که قبلا آنجا ازدواجشان ثبت شده نوشته شده تا آنها هم در دفتر خود ثبت کنند و در عقدنامه نوشته شود.

اما این راه کمی درد سر دارد و اگر واقعا عروس خانم قصد دارد که مهریه اش را ببخشد، بهتر است با آقای داماد راهی دفتر اسناد رسمی شود و این کار را قانونی کند. محضردار اعتراف همسر برای بخشش مهریه را در قالب «اقرارنامه ثبتی» تنظیم می کند؛ البته کار به همین جا ختم نمی شود، زیرا برای محکم کاری باید نامه ای از آنجا برای دفترخانه رسمی ازدواج- که عقد در آن مکان ثبت شده - برده شود تا در آنجا مفاد نامه در «صفحه ملاحظات» عقدنامه ثبت شود.

بخشش مهریه با اجازه پدر لطفا!

البته توصیه می شود خانمی که قصد دارد مهریه اش را به شوهرش ببخشد، بدون اجازه پدر این کار را انجام ندهد. در این راستا دفاتر اسناد رسمی در صورت اجازه پدر عروس خانم مهریه را به شوهر می بخشند و آن را ثبت می کنند.

 می دانیم که طبق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی شما از زمانی که عقد کردید و هنوز مُهر ازدواجتان خشک نشده است، مالک مهرتان می شوید و می توانید هر دخل و تصرفی که خواستید در آن داشته باشید، اما اذن پدر در این مورد خاص لازم است هر چند این موضوع نه جنبه قانونی دارد و نه جنبه شرعی، اما دفاتر اسناد رسمی به دلیل اینکه گاهی این بخشش مهریه از روی اجبار یا از روی احساسات آنی رخ می دهد، این شرط را برای این موضوع می گذارند که یک شرط لازم نیست، اما از بروز مشکلات بعدی پیشگیری می کند.

مراقب باشید که  ثواب می کنید٬ کباب نشوید!

اما گاهی زنی که با عشق رفته و مهرش را بخشیده کباب می شود. فرض کنید دختری در دوره عقد مهریه اش را می بخشد و بعد از عروسی به هر دلیلی تمایلی به ادامه زندگی با همسرش ندارد و تقاضای طلاق می کند! در این میان چون زن خواهان طلاق است که در قانون به آن «طلاق خلع» می گویند، زن باید معادل مهریه یا مبلغی کمتر یا بیشتر از آن را به داماد پرداخت کند.

 به این ترتیب زن برای رهایی از زندگی ای که تمایلی به آن ندارد نه تنها مهریه ای نمی گیرد، بلکه باید رقمی را نیز برای جدایی به مرد بپردازد. پس قبل از بذل و بخشش، کمی بیشتر تامل کنید.

گاهی زن و مرد در زندگی آنقدر دچار اختلاف می شوند که زن می گوید «مهرم حلال جونم آزاد!» اما یک سوال اگر عروس خانم مهرش را ببخشد آیا واقعا طلاق به سرعت انجام شده و کار تمام است؟ اتفاقا کاملا در اشتباه هستید.

مهریه را هم داده اند و هم گرفته‌اند/روش بخشش مهریه توسط عروس
 اصلا معلوم نیست بعد از بخشش مهریه مرد حاضر به طلاق همسر شود، یا زمان عده دوباره رجوع نکند! برای این که در این حوزه مشکلی ایجاد نشود، شرع و قانون راه آن را پیش بینی کرده است. بد نیست بدانید که طلاق «خلع» و «مبارات» دقیقا همین هدف شما را به طور کامل و بدون ضرر و خطر تامین می کند. در این نوع طلاق، زن و شوهر توافق می کنند در عوض مهریه یا کمتر یا بیشتر از آن از یکدیگر جدا شوند. 

در این روش دیگر شوهر حق رجوع ندارد و به این ترتیب زن با بخشیدن مالی معادل مهریه، یا بیشتر و کمتر از آن به شوهر، او را راضی به طلاق می کند. البته اگر این بیزاری از ادامه زندگی دو طرفه باشد، اما زن تقاضای طلاق بدهد باز هم باید مهریه اش را ببخشد تا این طلاق که مبارات نام دارد، جاری شود.

می خوام دوباره مهریه ام برگردد...چیکار کنم؟


شاید شما هم از آن دسته از افرادی باشید که مهریه خود را بخشیده و اکنون پشیمان شده اید و برایتان این سوال پیش آمده است که راه بازگشت دارید یا خیر؟ باید بگویم چند فرض را باید در نظر بگیرید:

۱. اگر زن به مرد بگوید که وی تکلیفی برای پرداخت مهریه ندارد، مرد دیگر این تکلیف را نخواهد داشت.

۲. تصور کنید زن مهریه را به مرد ببخشد (هبه کند)، باید این لفظ را بگوید که «من مهر خود را به تو بخشیدم».

در این حالت، تکلیف مرد در پرداخت مهریه به طور کامل از بین نمی رود، زیرا زن می تواند تحت شرایطی از این هبه برگردد و مهریه خود را مطالبه کند. البته این مسئله مشروط بر این است که زن، طی قرارداد دیگری، این حق را از خود نگرفته باشد، وگرنه راه دیگری وجود ندارد.

مهریه را هم داده اند و هم گرفته‌اند/روش بخشش مهریه توسط عروس
یک وکیل دادگستری: بیمه مهریه را اجباری کنید

حسن عرب وکیل پایه یک دادگستری در گفتگو با مهر می گوید: یک پیشنهاد دارم و آن هم این است که موضوع بیمه مهریه کمی متفاوت تر و بهتر اجرایی شود. امروزه شرکتهای بیمه ای در کشور اقدام به ارائه خدمات بیمه ای می کنند و چند سالی است که بیمه مهریه را در برنامه  های خود قرار داده اند اما این مسئله به دلایل نامعلوم متوقف شد که بهتر است قوه قضائیه برای پیشگیری از وقوع جرم و زندان زدایی روی اجباری کردن این مهم پیش قدم شود.

وی افزود: مهریه با حداقل ۱۱۰سکه بسیاری از مشکلات زوجین را حل کرد و امروز مهریه چه قبل ازدواج و چه بعد ازدواج به عنوان یک ابزار تهدید تبدیل شده است و دختر به دنبال مستحکم کردن جایگاه خود در زندگی مشترک هست. حالا از سویی مرد در ترس مهریه در کل جریان زندگی گیر کرده که منشا برخی اختلافات خانوادگی از همین مهریه شروع می شود. 

راهکار چیست؟ چگونه زن و مرد را از کابوس مهریه نجات دهیم؟ معتقدم باید موضوع مهریه را با ساز و کارهای قانونی حل کنیم و زوجین بدون دغدغه و نگرانی سر سفره عقد بشینند و بدون ترس و واهمه به زندگی ادامه دهند.

ادامه مطلب تعداد بازدید 29 ،  

تاريخ : يکشنبه 25 بهمن 1394 | 10 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی
معاون بررسی‎های راهبردی معاونت امور زنان ریاست جمهوری گفت: 80 درصد زنان کشور خانه‌دار هستند.
سوسن باستانی در همایش استانی "بررسی موانع مشارکت‌های سیاسی و اجتماعی زنان" که امروز (24 بهمن) با حضور جمعی از بانوان استان کرمانشاه برگزار شد، به نقش مشارکت زنان و حضور آنها در جامعه اشاره کرد و ادامه داد: بدون حضور زنان که نیمی از جمعیت کشورند، امکان دست‌یابی به توسعه پایدار فراهم نخواهد شد.

وی با ناموفق خواندن مدل‌های توسعه‌ای گذشته جهان، عنوان کرد: مدل جدید که بر مبنای مشارکت زنان است از زمانی آغاز شد که در سال 1995 سازمان ملل گزارشی از وضعیت زنان در جمعه جهانی منتشر کرد که بر اساس آن زنان و مردان فرصت‌های برابری نداشتند.

عضوهیات علمی دانشگاه الزهرا (س) افزود: بر اساس این گزارش سالانه نیم میلیون زن در دنیا به خاطرعوارض بارداری می‌مردند، از1.3 میلیارد انسان فقیر حدود 70 درصد زن بودند، میانگین دستمزد زنان ازمردان کمتر و نرخ بیکاری آنها بیشتر بود و زنان نقش بسیار ناچیزی در تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی داشتند.

وی با بیان اینکه این گزارش باعث شد مشارکت زنان به عنوان محور و اصل در توسعه دیده شوند، خاطرنشان کرد: در کشور ما هم در دو دهه اخیر در حوزه‌های مختلف مشارکت زنان بسیار گسترده شد.

باستانی از رشد 14 درصدی حضور زنان و دختران در دانشگاه‌های کشور طی دو دهه اخیر خبر داد و یادآوری کرد: در این مدت دو میلیون دانشجوی دختر از دانشگاه‌های ما فارغ‌التحصیل شدند.

به گفته این مسئول، اکنون سهم زنان از جمعیت دانشجوی کشور 49 درصد است.

معاون بررسی‎های راهبردی معاونت امور زنان ریاست جمهوری با بیان اینکه در حوزه بهداشت و درمان نیز در دو دهه اخیر شرایط برای زنان و مادران بهتر شده، افزود: مرگ و میر مادران باردار در این مدت 75 درصد کمتر شده است.

وی در ادامه از سهم کم مشارکت اقتصادی زنان یاد کرد و ادامه داد: با وجود اینکه سهم زنان در آموزش بیشتر شده، نرخ بیکاری آنها در بازه زمانی سال‌های 86 تا 90 از 29.5 درصد به 40 درصد افزایش پیدا کرده است.

باستانی خاطرنشان کرد: مشارکت اقتصادی زنان در بخش عمومی هم در دو دهه اخیر از 39.5 درصد به 27 درصد کاهش پیدا کرده، اما در مقابل شاهد رشد قابل توجهی در مشارکت اقتصادی زنان در بخش خصوصی هستیم و از 14.5 درصد به 72 درصد رسیده که رشد پنج برابری را نشان می‌دهد.

عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا(س) تاکید کرد: همین امر باعث شد که در معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری تمرکز بیشتری بر اشتغال زنان در بخش خصوصی، مشاغل خانگی و کارآفرینی داشته باشیم و حتی بسته سیاستی هم برای اشتغال زنان در این بخش تهیه و به شورای اشتغال ارسال کنیم.

وی گفت: عمده تمرکز ما برای اشتغال و کارآفرینی زنان نیز برای زنان سرپرست خانوار و دختران فارغ‌التحصیل دانشگاه است.

باستانی با بیان اینکه از زنان خانه‌دار هم غافل نشده‌ایم، به سهم 80 درصدی زنان خانه‌دار از کل جمعیت زنان کشور اشاره کرد.

معاون بررسی‎های راهبردی معاونت امور زنان ریاست جمهوری تصریح کرد: اگرچه عده‌ای با ما مخالفت کردند که هدف شما این است که زنان را به خانه‌ها برگردانید، اما هدف ما این بود که مشارکت اقتصادی زنان خانه‌دار و سهم آنان در تولید ناخالص ملی به حساب آید.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به مشارکت اجتماعی زنان در سال‌های اخیرهم اشاره و اظهارکرد: بیشتر مشارکت‌های اجتماعی زنان در حوزه فعالیت‌های داوطلبانه و سازمان‌های مردم نهاد است.

به گفته این مسئول، حدود 60 تا 65 درصد سازمان‌های مردم نهادی که زنان در آنها فعالیت دارند، از نوع اجتماعی و فرهنگی است.

باستانی از سهم 18 درصدی سمن‌های صنفی و تخصصی در حوزه زنان هم خبر داد و تاکید کرد: متاسفانه با وجود افزایش زنان تحصیل کرده، تغییر چشمگیری در سهم سمن‌های تخصصی و صنفی نداشته‌ایم.

معاون بررسی‎های راهبردی معاونت امور زنان ریاست جمهوری در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص مشارکت سیاسی زنان نیز افزود: قطعا این مشارکت به معنای رأی دادن آنها نیست، بلکه به معنای رأی گرفتن و انتخاب شدن زنان است که در این روند نوسانات روبه کاهشی در سال‌های اخیر داشته‌ایم.

وی به سهم ثبت نام و انتخاب شدن زنان در انتخابات مجلس طی چند دوره اخیر اشاره کرد و ادامه داد: همواره تقریبا کمتر از 10 درصد زنانی که کاندیدا می‌شوند به مجلس راه پیدا کردند و بیشترین درصد را فقط در مجلس دوم با 14 درصد و در مجلس چهارم با یازده درصد داشتیم.

عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا(س) یادآوری کرد: به علاوه ما هیچ نماینده‌ای هم در مجلس خبرگان نداریم.

باستانی گفت: اگر چه در سطح ملی و کلان مشارکت سیاسی زنان نوسانات نزولی داشته، اما در بعد کوچک مثلا دهیاری و شورایاری مشارکت زنان بسیار بیشتر شده که این موضوع قابل تامل است.

وی افزود: برای مثال در دوره سوم انتخابات دهیاری و شورایاری 7053 زن شرکت کردند و این رقم در دور چهارم به بیش از 12 هزار نفر رسید.

معاون بررسی‎های راهبردی معاونت امور زنان ریاست جمهوری با اشاره به اینکه در تمام دنیا با افزایش تحصیلات، مشارکت سیاسی زنان هم بیشتر شده، خاطرنشان کرد: متاسفانه در کشور ما تغییر محسوسی در این بخش صورت نگرفته و شاید یکی از دلایل این امر ناچیز بودن سازمان یافتگی نهادهای سیاسی زنان است.

وی به سهم بسیار کم ایران از توانمندسازی جنسیتی زنان در بخش‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، آموزشی و ... اشاره کرد و گفت: از این نظر جزو پنج کشور پایین دنیا هستیم.

به گفته وی اگرچه ایران در حوزه بهداشت و آموزش زنان بسیار پیشرفت کرده، اما کشورهای دیگر هم همزمان با ما در حال پیشرفت بوده‌اند.

باستانی در پایان خواستار توجه ویژه به زنان و قانون‌گذاری مناسب برای آنها شد و تاکید کرد: نباید فراموش کنیم دست یابی به توسعه پایدار بدون استفاده از ظرفیت زنان دشوار یا نا ممکن است.

ادامه مطلب تعداد بازدید 31 ،  

تاريخ : شنبه 24 بهمن 1394 | 11 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی

دیجیاتو - مریم موسوی: اگر برحسب تصادف در یکی از کشورهایی زندگی می کنید که زمستان های طولانی، سرد و بسیار تاریک دارند (یا حتی زمستان های کوتاه اما بسیار سرد و البته تاریک)، آنگاه تایید می کنید که وقتی خورشید در آسمان بالا می آید و گل ها شروع به شکوفه زدن می کنند، زندگی برایتان شیرین تر و دلچسب تر است.

آدم ها عموما فصل بهار را دوست دارند چون دیگر نیازی به پوشیدن لباس های حجیم و گرم در آن ندارند و می توانند وقتی هنوز هوا تاریک نشده محل کار خود را ترک کرده و به خانه بروند.

در واقع خورشید منافع زیادی برای انسان و زندگی روزمره اش دارد؛ باعث می شود که صبح زود از خواب برخیزید، استخوان ها را به واسطه ویتامین دی تقویت می کند و می تواند از بروز افسردگی های فصلی در انسان جلوگیری کند.

اگر خورشید برای یک هفته ناپدید شود چه اتفاقی رخ می دهد؟
به بیان دیگر، اگر خورشید تنها یک هفته از آسمان محو شود، همه ما به افرادی خواب آلود بدل می شویم که مرتبا در نبرد با مشکلات روحی به سر می برند و روشن است که نبود خورشید می تواند اثرات قابل توجه آنی را بر این سیاره خاکی و ساکنانش بگذارد.

نخستین اتفاقی که رخ می دهد، تاریک شدن و افت شدید دما روی این سیاره است. همانطور که می دانید زمین مرتبا در حال چرخیدن به دور خود و خورشید است و این حرکت در واقع روزها و سال ها را به وجود می آورد.

ساعات روز آنهایی هستند که در جریانشان، موقعیت شما روی زمین به سمت خورشید است و وقتی آن بخش ها از خورشید دور می شوند، شب اتفاق می افتد.

اگر خورشید از آسمان ناپدید شود، ظرف تنها 8.5 دقیقه، شب کل زمین را فرا می گیرد و این در واقع همان زمان مورد نیاز برای رسیدن نور خورشید به سیاره ماست.

البته سرد شدن زمین با سرعتی به مراتب کمتر از تاریک شدن آن رخ خواهد داد و ظرف یک بازه زمانی یک هفته ای، دمای این سیاره به منفی 17.8 درجه سانتی گراد افت پیدا می کند.

این دما قطعا بسیار پایین است اما به اندازه ای که نسل انسان و دیگر گونه های حیات را منقرض کند نخواهد بود. اگر خورشید نباشد اثری هم از فوتوسنتز نخواهد بود و این همان فرایندی است که به واسطه آن، گیاهان نور خورشید را به انرژی بدل می کنند.

همینکه که زندگی گیاهی روی زمین رو به نابودی می گذارد حیواناتی هم که از آنها تغذیه می کنند، منبع غذایی خود را از دست می دهند (یک سال طول می کشد که دمای زمین به منفی 73.3 درجه سانتی گراد برسد).

اگر خورشید برای یک هفته ناپدید شود چه اتفاقی رخ می دهد؟
با این همه، شرایط زندگی صرفا برای حیوانات سخت نمی شود و انسان و دیگر گونه های جانوری هم که منابع تامین انرژی و گرمای مورد نیازشان را از دست داده اند به شرایط سختی دچار می شوند.

اما اثرات خورشید صرفا به سطح این سیاره خاکی محدود نمی شوند و جو پیرامونی آن را نیز دربرمی گیرند. زمین همزمان با چرخش به دور خود، به دور خورشید نیز می گردد. قطر خورشید صد برابر زمین است و در نتیجه نیروی جاذبه آن روی تمامی سیارات موجود در منظومه خورشیدی از جمله زمین اعمال می شود.

در واقع همین جاذبه است که باعث می شود سیاره ما در آسمان به دور این ستاره بزرگ بگردد، در نتیجه اگر خورشید نباشد، جاذبه ای هم وجود ندارد و سرنوشت شومی انتظار زمین را می کشد چراکه هر لحظه ممکن است با یک جرم آسمانی برخورد کند.

ادامه مطلب تعداد بازدید 23 ،  

تاريخ : شنبه 24 بهمن 1394 | 11 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی

وب سایت یک پزشک - علیرضا مجیدی: درست است که فیلم‌های هالیوودی مثلا سری جیمز باند، در مورد ابزارها و ادوات همراه مأموران و جاسوس‌ها، غلو می‌کننند، اما نگاهی به موزه سازمان CIA در واشنگتن نشان می‌دهد که در طول تاریخ این سازمان واقعا از ابزارهای جالبی استفاده می‌کرده است.

یازده گجت جالب و شگفت‌انگیز جاسوسی در تاریخ سازمان سیا
تازه باید بدانید که از ۲۰ هزار وسیله‌ای که CIA در زمان گذشته استفاده می‌کرده است، تنها ۶۰۰ تای آنها از حالت محرمانه خارج شده‌اند و در موزه‌ای که مدیریت آن را «تونی هایلی» به عهده دارد، به نمایش گذاشته شده‌اند.

در اینجا مروری می‌کنیم بر ۱۱ وسیله تاریخی استفاده شده توسط CIA:

۱- پیپی که گیرنده امواج رادیوی داشت:

این پیپ در دهه ۱۹۶۰ مورد استفاده قرار می‌گرفت و یک گیرنده امواج رادیویی داشت. بعد از تبدیل امواج رادیویی به صوتی، وقتی مأمور CIA پیپ  را به لب می‌گذاشت، امواج صوتی از طریق استخوان آروازه زیرین، به گوش منتقل می‌شدند و شنیده می‌شدند.

یازده گجت جالب و شگفت‌انگیز جاسوسی در تاریخ سازمان سیا


۲- دوربینی که داخل یک پاکت سیگار جا می‌شد:

این دوربین ساخت شرکت Tessina، یک دوربین ۳۵ میلیمتری کوچک بود. در دهه ۱۹۶۰، این دوربین، کوچک‌ترین دوربین دنیا محسوب می‌شد.

یازده گجت جالب و شگفت‌انگیز جاسوسی در تاریخ سازمان سیا


۳- کبوتر جاسوس!

در جریان جنگ جهانی دوم، این دوربین‌های کوچک را به کبوترها می‌بستند و بعد کبوترها را رها می‌کردند تا به طور خودکار سدها عکس گرفته بشود، به خاطر اینکه کبوترها در ارتفاع خیلی پایین می‌توانستند پرواز کنند، عکس‌های تهیه شده توسط آنها حاوی جزئیات دقیق‌تری نسبت به هواپیماهای جاسوسی بودند.

متأسفانه هنوز هم عکس‌های تهیه شده توسط کبوترها، از حالت طبقه‌بندی خارج نشده‌اند.

یازده گجت جالب و شگفت‌انگیز جاسوسی در تاریخ سازمان سیا


۴- سنجاقک جاسوس

در سر این سنجاقک یک میکروفن بسیار کوچک جا داده شده بود. با استفاده از یک دوربین بسیار کوچک این سنجاقک می‌توانست ۶۰ ثانیه پرواز کند.

فناوری آن زمان اجازه نمی‌داد که حشره جاسوس قوی‌تری ساخته شود، طوری که یک باد با سرعت تنها چند کیلومتر در ساعت، کنترل از راه دور، این سنجاقک را مختل می‌کرد.

در دهه ۱۹۷۰ میلادی از این سنجاقک برای کاربردهای نظارتی استفاده می‌شد.

یازده گجت جالب و شگفت‌انگیز جاسوسی در تاریخ سازمان سیا


۵- تیرک یا میخ توخالی

برای اینکه نیازی به ملاقات رو در روی مأموران نباشد و خطر لو رفتن آنها، کمتر شود، اسناد و یا میکروفیلم‌ها را داخل این میخ یا تیرک‌های توخالی می‌نهادند و در زمین فرو می‌کردند تا مأمور بعدی، آن را پیدا کند.

یازده گجت جالب و شگفت‌انگیز جاسوسی در تاریخ سازمان سیا


۶- اخطاردهنده نزدیک شدن بیگانه‌ها

اینها تکه‌های گل سفت شده نیستند، در زمان جنگ سرد، حس‌گرهای حساس به لرزش را داخل این وسایل می‌گذاشتند، به محص نزدیک شدن یک فرد به حریم یک مکان امن خصوصی، آنها از طریق آنتی که داشتند، امواج هشدار را ارسال می‌کردند. آنها می‌توانستند از چند صد متر فاصله، نزدیک شدن بیگانه‌ها را تشخیص بدهند.

یازده گجت جالب و شگفت‌انگیز جاسوسی در تاریخ سازمان سیا


۷- آینه‌ای برای حفظ کدهای فشرده‌شده سری

رمزهای کوتاه را می‌توان حفظ کرد، اما وقتی نوبت به کاراکترهای رمزنگاری‌شده طولانی می‌رسید، باید جاسوس‌های وسیله‌ای برای حفظ ایمن آن می‌داشتند. بنابراین این آینه‌های کوچک ساخته شدند، که اگر صفحه آینه‌ای آنها فقط کمی به راست چرخانده می‌شد، در گوشه آینه، کدهای سری نمایش داده می‌شد.

یازده گجت جالب و شگفت‌انگیز جاسوسی در تاریخ سازمان سیا


۸- قطب‌نمایی به اندازه هسته زیتون

این قطب‌نمای کوچک، لنزی برای بزرگ‌نمایی صفحه کوچک‌اش داشت. بدنه‌اش آلومینیومی بود و در دهه ۱۹۵۰ مورد استفاده قرار می‌گرفت.

یازده گجت جالب و شگفت‌انگیز جاسوسی در تاریخ سازمان سیا


۹- روباتی به شکل ماهی: چارلی

در دهه ۱۹۹۰، CIA برای جمع‌آوری سیگنال‌های زیرسطحی در دریاها، از این روبات به شکل ماهی استفاده می‌کرد. این گربه‌ماهی میکروفنی در بدنه‌اش داشت، از راه دور کنترل می‌شد و سیستم حرکتی آن در دم آن بود.

یازده گجت جالب و شگفت‌انگیز جاسوسی در تاریخ سازمان سیا


۱۰- مته‌ای کوچک برای حفاری

این این مته‌ها برای حفر کردن سوراخ‌های کوگ در دیوارها و قرار دادن میکروفن استفاده می‌شد.

یازده گجت جالب و شگفت‌انگیز جاسوسی در تاریخ سازمان سیا


۱۱- سکه‌های توخالی

اینها مثل سکه‌های معمولی به نظر می‌رسیدند، اما میان‌تهی بودند و از آنها می‌شد برای پنهان کردن پیام‌های سری یا میکروفیلم‌ها استفاده کرد.

یازده گجت جالب و شگفت‌انگیز جاسوسی در تاریخ سازمان سیا

و البته اگر فیلمی را که در دهه ۶۰ خودمان از تلویزیون پخش شده بود، به یاد بیاورید، احتمالا این سکه‌های توخالی را به یاد می‌آورید. فیلم در مورد سقوط یک فروند هواپیماهای جاسوسی U2 در خاک روسیه ساخته شده بود. 

داخل همین سکه‌ میان‌تهی، سیانور برای ممکن کردن خودکشی خلبان هواپیما قرار داده شده بود. خلبان البته در واقع و در آن فیلم، خودکشی نکرد. (احتمالا این فیلم)

ادامه مطلب تعداد بازدید 21 ،  

تاريخ : شنبه 24 بهمن 1394 | 10 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی

ایران +، ضمیمه ایران - ملیحه مهدوی: رفاقت با بعضی آدم ها درست مثل این می ماند که صدها مورچه روی مغز سرتان رژه بروند. گاهی اوقات نه راه پس دارید نه راه پیش. نه به دنبال دشمن تراشی هستید و نه تمایل به ایجاد ارتباط با چنین افرادی دارید. اما اگر سیاست را چاشنی ویژگی انسان دوستانه تان کنید، تحمل رژه مورچه ها را آسان تر خواهید کرد.

دلیل قطع رابطه تان را بنویسید
قبل از هر چیز باید دلیل کافی برای قطع رابطه داشته باشید. نمی شود که صبح ناگهان از خواب بیدار شوید و دیگر تمایلی برای ارتباط با کسی نداشته باشید. ممکن است حس و حال شما مربوط به شام سنگین شام گذشته و یا جر و بحث کوتاهی که با دوستتان کرده اید باشد و یا شاید خودتان دوست دارید مدتی تنها باشید و حوصله هیچ کسی را ندارید.

روی مخم راه نرو

ابتدا دلیل قطع رابطه با فردی خاص را فهرست کنید. در ابتدای این یادداشت این سوالات را هم از خودتان بپرسید:

چه مدت است که همدیگر را می شناسید؟

ویژگی که در دوستتان آن را تحسین می کنید چیست؟

چه زمانی متوجه شدید که دوستتان با خصوصیات اخلاقی شما هماهنگ نیست؟

بعد از اینکه به این سوالات جواب دادید و دلایل قانع کننده ای را یادداشت کردید، بهتر است کاملا سیاستمدارانه قطع رابطه تان را عملی کنید تا جای هرگونه دلخوری و احیانا انتقام گیری در آینده وجود نداشته باشد.

هرگز به شخصی که می خواهید با او رابطه نداشته باشید نگویید که از او خوشتان نمی آید و او را به خاطر داشتن ویژگی که کاملا روی اعصاب شماست سرزنش نکنید.

قبل از اینکه تصمیم خود را عملی کنید با یک دوست مشترک نیز صحبت کنید تا از نقطه نظر دیگران نیز به این تصمیم تان نگاه کرده باشید. اگر قرار است با دلایل کافی یک رابطه را قطع کنید و می خواهید دلایل نداشتن ارتباطتان را برای فرد خاص توضیح دهید ابتدا با دوست صمیمی تان این نمایش را بازی کنید تا در هنگام رو به رو شدن با آن فرد خاص آمادگی بیشتری داشته باشید.

یک روز بی مناسبت انتخاب کنید
نکته خیلی مهم انتخاب مکان و روز مناسب برای اعلام تصمیم تان است. در اوقاتی که نیاز به ملاقات حضوری و یا توضیح تلفنی برای کنار گذاشتن شخصی هستید هرگز این کار را به روزهایی که مناسبت های خاصی در آن وجود دارد مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و یا یک روز بسیار شاد آن فرد خاص موکول نکنید چون این کار آتش خشم و کینه را در آن فرد شعله ور می کند و یک دشمن تمام عیار برای خودتان درست خواهید کرد. سعی کنید در یک روز خنکی و بدون مناسبت تر رابطه تان را قطع کنید.

روی مخم راه نرو

عذاب وجدان ممنوع
اگر فقط به دلیل دلسوزی، ترحم و یا دلایل انسان دوستانه دیگر در ارتباطی گرفتار شده اید که جز آسیب، خیری برایتان ندارد بهتر است همین حالا از اینکه نقش قربانی را بازی کنید، انصراف دهید. یادتان باشد تا زمانی که خودتان در آرامش روحی نباشید نمی توانید فردی مفید و دوست داشتنی باشید. شما نمی توانید همه آدم های اطرافتان را از خودتان راضی نگه دارید و در یک شرایط خاص، در نهایت باید خود و منافع تان را به دیگران ترجیح دهید.

نیازی به تو ندارم
ممکن است مدت ها به فکر قطع ارتباط بوده اید اما با اتفاقی خاص از سوی آن فرد مورد نظر از کوره در رفته اید و می خواهید همین حالا به این رابطه خاتمه دهید. بهتر است ابتدا براعصابتان مسلط باشد و فکر روزها و ماه های دیگر هم باشید. اگر می خواهید بدون تنش این کار را انجام دهید بهتر است قطع ارتباط را به تدریج انجام دهید تا جای هیچ خصومتی نماند. اگر تا به حال دعوت دوستتان را برای شرکت در میهمانی و یا رفتن به سینما و یا خرید پذیرفته اید می توانید ملاقات های حضوری تان را به حداقل برسانید.

اگر تا دیروز روزانه یک مکالمه تلفنی با یکدیگر داشته اید به بهانه های مختلف آن را کمرنگ تر کنید. لازم نیست حتما دروغ بگویید. مشغله کاری می تواند بهترین دلیل برای کمرنگ کردن مکالمه های تلفنی باشد.

اگر دوستتان اصرار زیادی برای دلیل کمرنگ شدن ارتباطتان داشت جزییات زیاد در اختیار او قرار ندهید. برای مثال اگر به امید تغییر یک فرد در یک رابطه مانده اید کار بی نتیجه ای است.

سعی کنید به فرد مورد نظر نشان دهید که با دوست دیگری در ارتباط هستید و نیاز به همراهی او ندارید. نقش افراد ساکت و بی دفاعی که قادر به گفتن «نه» نیستند را بازی نکنید. کمی جسارت و صراحت در بیان می تواند شما را از شر افراد مزاحم و کسانی که مخل اعصابتان هستند نجات دهد.

روی مخم راه نرو

قطع ناگهانی ارتباط و دشمن تراشی
دکتر شهربانو قهاری، دکترای روان شناسی بالینی- عضو هیات علمی انستیتوی روانپزشکی ایران: گاهی اوقات ممکن است روابطی که با دیگران داریم از نوع پرخطر باشد برای مثال اگر دوستان ما از دسته افرا پرخاشگران، بدبین، بداخلاق، معتاد، بدنام و یا فرصت طلب باشند جز آسیب چیزی نصیبمان نمی شود. در این شرایط بهتر است ارتباط را قطع کرد. این نوع دوستی ها ممکن است بین یک زن و مرد هم اتفاق بیفتد. برای مثال ارتباط دوستی که هدفمند نیست و یکی از طرفین تنها به دنبال منافع خود و یا حتی کسب لذت جنسی باشد و یا ارتباطی برمنبای تحقیر و بی توجهی بنا شده، رابطه درستی نیست. در ارتباطی که تنها براساس وعده و وعیدها و یا سوءاستفاده های مادی شکل گرفته باشد، ارتباط با اشخاص به هیچ وجه توصیه نمی شود و باید دل از رابطه کند.

اما نکته اینجاست که بعضی از روابط را باید یک باره قطع کرد مانند مواقعی که با یک فرد قاچاقچی، معتاد و یا پرخاشگر و بدنام رو به رو هستیم. اما در بعضی روابط باید به تدریج این کار را انجام داد. برای مثال ممکن است فردی مبتلا به یک نوع بیماری روانپزشکی باشد و نسبت به طرد کردن دیگران حساس باشد. در این شرایط قطع ناگهانی رابطه ما ممکن است باعث آسیب جدی به آن فرد شود. و یا ممکن است دوست شما یک فرد افسرده باشد که در این شرایط هم قطع ناگهانی رابطه می تواند باعث آزار این فرد شود. در این شرایط باید به صورت تدریجی رابطه را قطع کرد.

گاهی اوقات لازم است که در مورد قطع ارتباط توضیحاتی را به فرد مقابل داد اما گاهی اوقات هیچ نیازی به توضیح نیست و می توان بدون دلیل رابطه را قطع کرد. کارهایی مثل خاموش کردن گوشی و جواب ندادن به تلفن می تواند یکی از راه های قطع ارتباط با افراد پرخطر برای مثال یک فرد معتاد باشد. اما قطع ناگهانی رابطه خصوصا با کسی که با او مدتی را دوست بوده اید می تواند منجر به دشمن تراشی شود. به همین دلیل باید این کار را به تدریج انجام داد. حضرت علی (ع) می فرمایند اگر می خواهید ارتباط خود را با کسی قطع کنید این کار را تدریجی انجام دهید.

•    تا زمانی که خودتان در آرامش روحی نباشید نمی توانید فردی مفید و دوست داشتنی باشید. شما نمی توانید همه آدم های اطرافتان را از خودتان راضی نگه دارید.

•    هرگز به شخصی که می خواهید با او رابطه نداشته باشید نگویید که از او خوشتان نمی آید و او به خاطر داشتن ویژگی که کاملا روی اعصاب شماست سرزنش نکنید.

•    نکته خیلی مهم انتخاب مکان و روز مناسب برای اعلام تصمیم تان است. هرگز این کار را به روزهایی که مناسبت های خاصی در آن وجود دارد موکول نکنید.

ادامه مطلب تعداد بازدید 22 ،  

تاريخ : شنبه 24 بهمن 1394 | 10 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی

روزنامه ایران - ترانه بنی یعقوب: آنها در کوره‌ها زندگی می‌کنند. کوره‌های روستای محمود آباد شهرری. خیلی از اینجا دور نیست، همین نزدیکی‌ها در منطقه 20 شهرداری تهران. از دوردست هم دودکش‌های بلند سیاه شده شان به چشم می‌خورد. جابه جا می‌بینی‌شان. اینجا دودکش، آنجا دودکش، دودکش‌هایی که این روزها هیچ دودی از درون‌شان بلند نمی‌شود. کوره‌های خاموش.

اتاقک‌هایی که روزی برای کارگران کوره‌های آجرپزی تدارک دیده شده‌اند، این روزها شده‌اند، محل سکونت دائمی کارگران و خانواده‌های‌شان. اینجا به کوره معروف است. کوره‌های پشت روستای محمود آباد شهرری.

 تابستان‌ها زن، مرد و کودک در کوره‌ها کار می‌کنند. خشت می‌زنند و آجر می‌پزند. زمستان‌ها هم  وقتی کوره‌ها خاموشند، همین جا زندگی می‌کنند. به قول خودشان در این فصل واشر و پسته می‌زنند، ضایعات جمع می‌کنند، شلغم می‌کارند، کارگری می‌کنند و روزگار می‌گذرانند.

جاده‌های خاکی، زباله‌های تلنبار شده، کودکانی که در سرمای زمستان پای برهنه یا با  دمپایی‌های پلاستیکی این سو و آن سو می‌دوند. نخستین تصویری است که در کوره‌ها می‌بینی.
صبح جمعه است و باد سردی می‌وزد. دگمه‌های پالتویم را تا بالای گلو می‌بندم تا سوز و سرما کمتر اذیتم کند.

آنها در کوره زندگی می‌کنند/ناقص
 اما بیشتر زنان و کودکان اینجا لباس تابستانی بر تن دارند. پالتو و کاپشنی در کار نیست تا گرمایی به آنها ببخشد. دمپایی پوشیده‌اند و بی‌توجه به سوز و سرما این ور و آن ور می‌روند و کارمی‌کنند. رخت‌های آویزان روی طناب زیر آفتاب کم رمق زمستان نمدار و سنگین به نظر می‌رسند.

آلونک‌ها کاهگلی‌اند و بیشترشان در و پیکری ندارند و با پارچه یا مشما محافظت می‌شوند، از سوز و سرما و نگاه غریبه‌ها.

 دو پسر بچه شاید هفت هشت ساله مقابل یکی از همین آلونک‌ها نشسته‌اند، دمپایی آبی پلاستیکی به پا دارند و بدون اینکه حتی سرشان را بلند کنند از داخل یک لگن پلاستیکی قرمز واشر سرهم بندی می‌کنند. از همان‌ها که سر شیر آب می‌بندیم.هر واشر پلاستیکی 20 تا تک تومان. هزار واشر که سر هم کنند، می‌شود 20 هزار تومان؛ گاهی درآمد چند هفته یک خانواده.

 چند ماشین سفید رنگ مدل بالا در کوره‌ها بالا و پایین می‌روند، مردم می‌گویند خدا خیرشان بدهد برایمان غذا و لباس آورده‌اند، اما کافی نیست.

بیشتر ساکنان کوره‌ها اهل کشور افغانستانند از هر کدام می‌پرسی چند ساله‌ای با تعجب نگاهت می‌کند. بیشترشان شناسنامه یا کارت شناسایی ندارند. معصومه ابروهایش را بالا می‌اندازد: «نمی‌دانم باید 33 سالم باشد.

سی سالی هست اومدم ایران.» صورتش پر از چین و چروک است و سنش باورنکردنی. چروک‌های صورتش خبر از یک زندگی پر از رنج و مرارت می‌دهد و نه یک عمر طولانی: «خانم نه آب داریم، نه برق، نه گاز.» دستم را می‌گیرد و می‌کشاند توی آلونک‌شان. 

اتاق کاهگلی، بدون پنجره و سرد و تاریک است. خیلی تاریک. چراغ گردسوزی اندک روشنایی به اطراف پاشیده. یک تلویزیون خاموش هم گوشه اتاق هست: «تا شش ماه قبل برق داشتیم اون هم قطع کردن، گاز هم که نداریم.» یک چراغ علاءالدین از همان‌هایی که قدیم‌ها در خانه هر کسی بود، گوشه‌ای از اتاق می‌سوزد، بوی نفت همه جا را پرکرده.

 شوهرش هم از راه می‌رسد: «می‌بینی چه وضعی داریم. تانکر آبو دم در دیدی. به زور پرش می‌کنیم.اما هر بار کم می‌آید. آخه الان کجای شهر دیدی آب و برق و گاز نباشد، یعنی ما آدم نیستیم!»

آنها در کوره زندگی می‌کنند/ناقص
 مرد تابستان‌ را در کوره‌ها کار می‌کند، مثل همه. می‌گوید گردن درد دیگر زمینگیرش کرده: « امسال نمی‌تونم در کوره‌ها کار کنم، جونش رو ندارم. الآن ضایعات و آشغال جمع می‌کنم. گاهی هم می‌روم همین اطراف شلغم جمع می‌کنم.»

40 نفر در این کوره زندگی می‌کنند، اما فقط یک سرویس بهداشتی دارند که روبه روی آلونک‌هاست. سرویس بهداشتی؟ یک کانکس برای حمام کردن هم هست که به همت انجمن «یاریگران خورشید» تدارک دیده شده، اما وقتی آب نیست طبیعی است حمامی هم در کار نباشد. گاهی آب گرم می‌کنند و خودشان را توی تشتی چیزی می‌شویند. سخت است؛ خیلی  سخت. آن هم در این سوز و سرما.

 عاطفه هم از راه می‌رسد.او هم نمی‌داند چند ساله است. خطوط صورتش جوان است، خیلی جوان. می‌گوید شوهرش حالا بیکار است و تابستان‌ها کارگر کوره. او و شوهرش این روزها پسته می‌زنند.

 - عاطفه، پسته زدن یعنی چی؟

 من را به سمت خانه‌اش می‌برد. یک گونی پر از پوست پسته نشانم می‌دهد:

- پسته‌ها را پاک می‌کنم. پنج شش کیلو که شد صاحب کار میاد می‌بره. برجی 100 هزار تومن دستمان می‌گیره.

 بعد صدایش را پایین می‌آورد: «حامله‌ام، خیلی زود کمرم درد می‌گیره. کوره‌ها هم که تعطیلند و شوهرم بیکار. واشر و پسته می‌زند اما این پول‌ها به هیچ جایی نمی‌رسه.»

 از آلونک تاریک عاطفه که در آن هم گرد سوزی می‌سوزد، بیرون آمده‌ایم دنبالم می‌دود: «خانم لباس ندارم، خجالت می‌کشم. چند وقت دیگه که شکمم بزرگ شود، چی باید بپوشم؟»

 دو پیرزن هم کنارم هستند.می‌گویم پیرزن، چون آنها هم سن و سالشان را نمی‌دانند. هر دو قوز کرده و بدون دندان هستند. یکی‌شان می‌گوید:«برق نداریم، روزگار سیاه است.»

اهالی لباس‌های نشسته را با لگن‌های پلاستیکی در گوشه‌ای انبار کرده‌اند، پشتش هم ایرانیتی سیاه و زرد رنگ زده‌اند تا اندک لباس‌هایشان را باد نبرد. مرد می‌گوید: «غروب باید برویم با گالن آب بیاوریم و هر خانواده بیاید لباس‌هایش را بشوید.توی سرما خیلی سخت است. بی‌برق و بی‌آب. نمی‌دانید چه می‌کشیم.»

حمیده شوهرش از کار افتاده و معتاد است. او هم اهل کشور افغانستان است.  دو فرزند دارد؛ ناهید و نوید. دمپایی پلاستیکی پوشیده و چادر گلدار نازکی بر سرش کشیده. او و فرزندانش هم در یک  آلونک نزدیک کوره‌ها زندگی می‌کنند. شوهرش سه همسر دارد. وقتی دو سه ساله بوده نامزد شوهرش شده. می‌گوید در افغانستان رسم است: «من و هوویم و بچه‌های‌مان باهم زندگی می‌کنیم. 

من دو تا بچه دارم اونم دو تا. اون یکی زنش تو کوره‌های قاسم آباد زندگی می‌کنه. اون هم سه تا بچه داره. اون رو کمتر می‌بینیم. سنم یادم نمیاد. اصلاً حافظه‌ام رو از دست دادم اما 12 سال است ازدواج کرده‌ام. ده دوازده سالم بود ازدواج کردم. 

بچه‌ها هم شناسنامه ندارند.» حمیده برای اداره زندگی خودش و بچه‌هایش در یک کارخانه لوسترسازی کارمی‌کند، چراغ‌ها را سرهم می‌کند. یک مدت هم در خانه با پارچه‌های نمدی گنجشک و عروسک می‌ساخته: «دیدم با نمدسازی کاری از پیش نمیره، نون هم تو خونه‌مون پیدا نمی‌شد، رفتم کارخانه لوسترسازی ماهی 500 هزار تومن می‌گیرم.»

آنها در کوره زندگی می‌کنند/ناقص
 - رابطه‌ات با اون یکی همسر شوهرت خوبه؟

- اولش بد بود. الان خوب شده. کنار اومدیم. داشته باشیم باهم می‌خوریم، نداشته باشیم هر دو گشنه می‌خوابیم. البته من بیرون کار می‌کنم، اون با پارچه نمدی تو خونه کار می‌کنه.

- خودت تو کوره‌ها هم کار می‌کنی؟

- نه نمی‌تونم. توانش رو ندارم. زانوهام درد می‌کنه. شبها تا صبح نمی‌تونم بخوابم.آب شیرین هم که نداریم. خیلی سخته. آب شیرین را بشکه‌ای هزار تومن می‌خریم. حالا بماند آوردنش. با آب شور هم حمام می‌کنیم. با قابلمه آب داغ می‌کنم و بچه‌ها را می‌شورم.

لباس‌هایی که از قبل شسته و سنگین و نمدار روی بند تکان تکان می‌خورند.

اما سرما و نبود آب و برق باعث نمی‌شود، بچه‌ها ندوند و جاده‌های خاکی را بالا و پایین نکنند. یکی دوتا دوچرخه فرسوده هم در میان‌شان هست که هر بار یکی با سر و صدای زیاد سوارش می‌شود.

من با اعضای انجمن یاریگران خورشید کوره‌ها را بالا و پایین می‌کنم. 

همان مؤسسه‌ای که اعضایش کوره‌ها را مثل کف دست می‌شناسند و با تک تک بچه‌ها آشنا هستند. آنها که هر پنجشنبه و جمعه‌شان را در میان بچه‌ها می‌گذرانند و درمانگاه متروکه محمودآباد شهرری را تبدیل کرده‌اند به مرکزی آموزشی برای کودکان.

چند اتاق درمانگاه و چند کانکس فلزی محل برگزاری کلاس‌هاست. بچه‌ها از 9 صبح به مرکز می‌آیند.  کلاس‌های نقاشی، کاردستی، زبان و مهارت آموزی. بیشتر بچه‌ها اهل کشور افغانستان هستند و البته بچه‌های ایرانی هم در بین‌شان دیده می‌شود. بچه‌ها در صف می‌ایستند و با شوق و ذوق و بر اساس سن‌شان راهی کلاس درس می‌شوند.

 در و دیوار پر است از نقاشی و کار دستی.هنگام برگزاری کلاس، اعضای داوطلب مؤسسه هر کدام به کاری مشغولند. یکی به انبار لوازم التحریرها نظم می‌دهد، دیگری به کتابخانه می‌رسد و آن یکی هم ظرف می‌شوید. خلاصه همه تلاش می‌کنند کودکان شرایط بهتری داشته باشند. کودکانی که در کوره‌ها زندگی می‌کنند و فقر و نبود امکانات آموزشی و تحصیلی مهم‌ترین مسأله‌شان است.

 زنگ تفریح که می‌خورد، علی را می‌بینم در گوشه‌ای نشسته. همه آرزویش رفتن به حرم امام رضاست. فقط و فقط از امام رضا(ع) و کبوترها و مناره‌های بلندش می‌گوید. از پدر وصفش را شنیده. بچه‌ها حالا میان وعده‌شان را گرفته‌اند. میان وعده امروز شیرموز است و دیروز هم خوراک لوبیا بوده. به قول اعضای انجمن بچه‌ها با شکم گرسنه که نمی‌توانند درس بخوانند. هزینه تحصیل بچه‌های افغانستانی را هم انجمن پرداخت می‌کند.

آنها در کوره زندگی می‌کنند/ناقص
 دخترکی که در سه ماهگی در افغانستان مبتلا به سل شده و کمرش آسیب جدی دیده به کمک اعضای انجمن درمان شده. ثریا دوازده ساله است اما بیشتر از یک دختر 8 ساله به نظر نمی‌آید. آرام و با متانت حرف می‌زند. برادر و خواهرش هم در مدرسه هستند همه بسیار نحیف، کوچک و بسیار ظریف.

انجمن یاریگران خورشید 8 سال است که در روستای محمود آباد فعال است. بیشتر کودکان تحت پوشش این مؤسسه در کوره‌های آجرپزی محمود آباد و قاسم آباد کارمی‌کنند.

مرضیه محمد حسنی، مدیر انجمن یاریگران خورشید سال‌ها در این منطقه معلم بوده و هنوز هم در منطقه اشرف آباد تدریس می‌کند. او درباره فعالیت‌های این مؤسسه  بیشتر برایم می‌گوید:« یک روز حال یکی از شاگردهایم در کلاس بد شد، فهمیدم از بچه‌های کوره است که به دلیل چند روز غذا نخوردن سر کلاس بیهوش شده.

 بنابراین یک گروه یاری‌رسانی تشکیل دادیم و به طور جدی یاری‌رسانی و کتابخوانی در این مناطق را آغازکردیم. کم کم با دیدن آسیب‌ها ماندگار شدیم و سال گذشته به صورت انجمن غیر دولتی درآمدیم.»

محمد حسنی چون معلم است تصمیم گرفته فعالیت‌های آموزشی را برای این بچه‌ها جدی‌تر از هر برنامه دیگری اجرا کند: «اینکه یک عده بیایند اینجا غذا و کفش پخش کنند حل مسأله نیست.

در واقع این اقدامات سطحی و مقطعی است چون این آدم‌ها یاد می‌گیرند نیازهای‌شان را این گونه تأمین کنند اما با آموزش می‌توان مشکلات را ریشه‌ای حل کرد. بچه‌های ما در کار پر مشقت کوره‌ها هستند، کوره‌ها هم که بزودی تعطیل می‌شوند.

 ما به بچه‌ها مهارت‌هایی می‌آموزیم که آنها را قوی کند، به آنها کمک کند تا به کارهای دیگرهم فکر بکنند. کارهای راحت‌تر، تا بتوانند در کنارش درس بخوانند. کودک کار، طبق تعریف به خاطر کارهای سخت از آموزش محروم می‌شود اما اگر بچه‌ها مهارتی بیاموزند می‌توانند به تحصیل‌شان هم ادامه بدهند. ما با خانواده‌ها تعامل برقرار کردیم و از آنها خواستیم  به فرزندشان اجازه تحصیل دهند. 

آنها در کوره زندگی می‌کنند/ناقص
ما به این خانواده‌ها موادغذایی هم اختصاص می‌دهیم. یعنی شرط کمک‌های ما اجازه تحصیل به کودکان است. حدود 60 درصد دانش آموزان تحت نظارت مؤسسه، افغان و 40 درصد ایرانی هستند.»

انجمن یاریگران خورشید برای دانش آموزان افغان با توجه به پایه تحصیلی‌شان 200 تا 270 هزار تومان شهریه پرداخت می‌کند وعجیب آنکه برخی مدارس بازهم شهریه بیشتری از آنها می‌خواهند و درنهایت باز این خیران مؤسسه هستند که هزینه‌ها را تأمین می‌کنند.

به گفته محمد حسنی مؤسسه یاریگران خورشید به داوطلبان این فرصت را داده تا کار در کنار کودکان محروم و آسیب دیده را تجربه کنند. طرح حامیان دانش از جمله طرح‌های این مؤسسه است که به کودکانی که به خاطر فقر یا کار از تحصیل بازمانده‌اند یاری می‌رساند. طرح حمایت از کودکان بی‌سرپرست، بیمار و طرح سیب سبز با حضور روان‌شناسان و مشاوران نیز از دیگر اقدامات انجمن یاریگران خورشید است.

ظهر جمعه است؛ بچه‌ها خیلی دوست ندارند از کلاس‌ها و معلم‌های‌شان جدا شوند، داوطلبان مؤسسه چند باری به شوخی می‌گویند بچه‌ها شب شد بجنبید! بعضی از بچه‌ها که از راه دورتری آمده‌اند با کمک داوطلبان به سمت خانه‌هایشان باز می‌گردند و بقیه پای پیاده  به سمت کوره‌ها می‌روند. بچه‌های کوره پزخانه‌ها.

ادامه مطلب تعداد بازدید 25 ،  

تاريخ : جمعه 23 بهمن 1394 | 1 بعد از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی
ذهن‌آگاهی، آنچه شرکت‌های بزرگی مثل گوگل و پروکتر اند گمبل این روزها در دستور کار دارند. حتی شرکت بیمه آئتنا (Aetna) برنامه تاثیرگذار ذهن‌آگاهی را که باعث کاهش جابه‌جایی کارمندان می‌شود و عملکرد کسب‌ و کار را ارتقا می‌بخشد، اجرا کرده است.
وب سایت دنیای اقتصاد: ذهن‌آگاهی، آنچه شرکت‌های بزرگی مثل گوگل و پروکتر اند گمبل این روزها در دستور کار دارند. حتی شرکت بیمه آئتنا (Aetna) برنامه تاثیرگذار ذهن‌آگاهی را که باعث کاهش جابه‌جایی کارمندان می‌شود و عملکرد کسب‌وکار را ارتقا می‌بخشد، اجرا کرده است. ذهن‌آگاهی (Mindfulness) یا همان «بودن در لحظه» توجه ارادی به زمان حال است، به طوری که فرد ذهن‌آگاه افکار و احساسات خود را از دور مورد توجه قرار می‌دهد، بدون اینکه در مورد خوب یا بدن بودن آن قضاوت کند. اما بررسی و اجرای ذهن‌آگاهی محدود به شرکت‌های بزرگ‌ نیست و کسب‌وکارهای کوچک‌تر و کارمندان آنها هم می‌توانند از مزایای آن بهره ببرند. 

در شرکت حقوقی برگر سینگرمن (Berger Singerman) که تقریبا 85 وکیل و 165 کارمند در آن کار می‌کنند، برنامه ذهن‌آگاهی از سال 2013 اجرایی شده است. اعضای تیم که در این برنامه شرکت‌ کرده‌اند، پیشرفت‌های قابل توجهی را در عملکرد حرفه‌ای خود گزارش می‌کنند که از جمله آنها می‌توان به افزایش تمرکز بر وظایف محوله و توسعه مهارت‌های شنیداری اشاره کرد.

از نظر خود شرکت هم بررسی و اجرای ذهن‌آگاهی به حرفه‌ای‌گرایی، همکاری و عملکرد بیشتر و بهتر منجر شده است. همچنین کلیه مهارت‌هایی که به توسعه عملکرد در محیط کار می‌انجامند، به توسعه زندگی شخصی آنها کمک کرده است. اصول ذهن‌آگاهی تقریبا در هر کسب‌وکار کوچکی کاربرد دارد. حتی می‌توان گفت هر چقدر کسب‌وکار کوچک‌تر باشد، اثر آن بزرگ‌تر است، چون نقش هر فرد برای اجرای ماموریت کلی شرکت ضروری‌تر خواهد بود.

افزایش بهره‌وری و شادی کارمندان با «ذهن‌آگاهی»
لزوم پیشتازی مدیران ارشد

مزیت‌های ذهن‌آگاهی برای رهبران کسب‌وکار به‌طور فزاینده‌ای توسط تحقیقات آزمایشگاهی مورد تاکید قرار گرفته است. افراد حرفه‌ای از مدیتیشن و ذهن‌آگاهی برای مدیریت استرس، حفظ تمرکز استراتژیک، افزایش عملکرد شناختی، ارتقای هوش احساسی و توسعه روابط با دیگران استفاده می‌کنند. بنابراین، جلب توجه مدیریت ارشد شرکت برای پشتیبانی از برنامه ذهن‌آگاهی در محیط کار، اولین قدم اساسی برای به‌کار بردن آن در محیط کار است. به محض اینکه مدیریت ارشد تمایل خود را برای سرمایه‌گذاری در منابع انسانی و مالی نشان داد، موارد زیر را در نظر داشته باشید:

• یک کارشناس بیاورید. یک کارشناس شناخته شده ذهن‌آگاهی می‌تواند برنامه اثربخشی برای آموزش کارمندان ارائه دهد.

• یک پشتیبان داخلی را شناسایی کنید. اگر به اندازه کافی خوش‌شانس هستید و در داخل سازمان فردی را دارید که دانش و مهارت کافی دارد و علاقه‌مند است مسوولیت‌ اجرای برنامه را درون شرکت برعهده بگیرد، از تجربه و تخصص او استفاده کنید.

• از اینترنت استفاده کنید. برای تحقیق، اجرا و آموزش ذهن‌آگاهی از منابع معروف اینترنتی استفاده کنید.

قدرت درک بالا

بررسی و اجرای ذهن‌آگاهی قدرت شنیداری فعال و مهارت‌های مشاهده و جمع‌آوری داده را ارتقا می‌بخشد. این موضوع در شرکت برگر سینگرمن کمک می‌کند تعامل بیشتر و موثرتری با هم و با مشتریان داشته باشیم. و وقتی به یکدیگر بهتر گوش می‌دهیم و هم را درک می‌کنیم، موثر‌تر و با استرس کمتری کار می‌کنیم.

افزایش بهره‌وری و شادی کارمندان با «ذهن‌آگاهی»
بیشتر رهبران کسب‌وکار موافقند که «توانا بود هر که دانا بود» هر چقدر بیشتر بدانیم، احتمال اینکه تصمیم‌های آگاهانه‌تر بگیریم بیشتر می‌شود. من یاد گرفته‌ام بر سه مجموعه داده متمرکز شوم:

1) خودم: 
مطالعه در مورد ذهن‌آگاهی و اجرای آن به من کمک کرده نسبت به اینکه در حال حاضر چه افکار و احساساتی دارم، آگاهی دقیق‌تری داشته باشم. به عنوان مثال، اگر در «سیستم کشف زودهنگام» عصبانیت یا ترس خودم، بفهمم چه چیزهایی این احساسات را در من ایجاد می‌کنند، شانس نشان دادن واکنش متفکرانه به محرک‌های این احساسات و جلوگیری از آنها بیشتر می‌شود. همچنین دریافته‌ام در نتیجه بررسی و اجرای ذهن‌آگاهی بهتر می‌توانم بفهمم چه زمان تمرکزم را روی کار از دست داده‌ام و خودم را بازمی‌گردانم.

2) افراد دیگر: 
بررسی و اجرای ذهن‌آگاهی پیشرفت من در مهارت‌های شنیداری و توانایی جمع‌آوری داده از تعاملاتی که با دیگران دارم را تسهیل کرده است. فهمیده‌ام که چگونه توانایی در لحظه بودن را ارتقا دهم، بهتر می‌توانم واکنش دیگران را هنگامی که صحبت می‌کنم بسنجم و کلیدهای مهمی مانند زبان بدن و لحن صدا را ارزیابی کنم.

3) محیط:
 بررسی و اجرای ذهن‌آگاهی توانایی من را برای مشاهده و جمع‌آوری داده از محیط افزایش داده است. و در این فضا، ارجاع من به محیط یعنی مکانی که در آن خود را می‌یابم. فکر می‌کنم اصول تلاش برای جمع‌آوری بهتر داده کمک کرده نسبت به دورنمای دیگران آگاه‌تر و حساس‌تر باشم.

یک نمونه شخصی

ذهن‌آگاهی نه تنها به نفع کارمندان در کسب‌وکارهای کوچک است، بلکه منافعی در زندگی شخصی افراد دارد. یکی از همکارانم به نام دبی گالر، پست‌هایی در مورد ذهن‌آگاهی در وبلاگ خود می‌نویسد. او بعد از تجربه یک تصادف زنجیره‌ای وحشتناک، جزئیات این خاطره تلخ را به اشتراک گذاشت.

افزایش بهره‌وری و شادی کارمندان با «ذهن‌آگاهی»
او فهمیده بود زنی که در خودرو جلویی بوده، آخرین ماه‌های بارداری خود را طی می‌کرده است. دبی اگرچه ابتدا به شدت ناراحت بود، اما ابزارهای ذهن‌آگاهی را طوری که آموزش دیده بود در مورد موقعیت خود به‌کار برد. دبی به این فکر کرد: «شگفت‌انگیز است که در حال حاضر سالم هستم. 

من آنجا بودم و توانستم شوک این تصادف را جذب کنم و به زنی که در خودرو جلویی بود آسیبی وارد نکنم.» دبی با به‌کارگیری ذهن‌آگاهی توانست به جای واکنشی غیرمنطقی، متفکرانه و هوشمندانه فکر کند. ذهن‌آگاهی یک سفر است. من فکر می‌کنم بازدهی زمانی که برای بررسی و اجرای ذهن‌آگاهی صرف کردم، کاملا مثبت بوده است.

 البته به‌طور حتم هنوز راه زیادی پیش رو دارم. من معتقدم عملکرد حرفه‌ای خودم را به شیوه‌های مختلفی توسعه داده‌ام و همان مهارت‌هایی که باعث شده وکیل و مشاور خوبی باشم، روابط و زندگی شخصی من را نیز ارتقا داده است. دیگر صاحبان کسب‌وکارهای کوچک را تشویق می‌کنم بررسی و اجرای ذهن‌آگاهی را در دستور کار خود قرار دهند.

ادامه مطلب تعداد بازدید 25 ،  

تاريخ : جمعه 23 بهمن 1394 | 1 بعد از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی
در تمام کتاب‌ها و مقالات مرتبط با اصول مدیریتی و رهبری بر این واقعیت تاکید بسیار شده است که موفقیت و کامیابی، چیزی نیست که یک شبه و به‌صورت آنی به دست آید، بلکه نیازمند کسب تجربه و تلاش و ممارست است.
روزنامه دنیای اقتصاد - سیدحسین علوی لنگرودی: در تمام کتاب‌ها و مقالات مرتبط با اصول مدیریتی و رهبری بر این واقعیت تاکید بسیار شده است که موفقیت و کامیابی، چیزی نیست که یک شبه و به‌صورت آنی به دست آید، بلکه نیازمند کسب تجربه و تلاش و ممارست است. با این حال می‌توان با به‌کار بستن توصیه‌هایی چند به موفقیت‌های حتمی و همیشگی دست پیدا کرد که در اینجا به ده مورد آنها اشاره شده است:

10 توصیه برای دستیابی به موفقیت‌های حتمی
1- دو گام به پیش، یک گام به پس

آیا موفقیت‌های پیشین شما به خاطر برخورداری شما از مهارت‌های مدیریتی و رهبری‌تان بوده است یا اینکه شما توانسته‌اید بدون استفاده مستقیم از همه این مهارت‌ها و تنها با نیمی از توان‌تان به این موفقیت‌ها دست یابید؟ و اگر چنین است و اگر شما تمام توانایی هایتان را به‌کار می‌بستید چه موفقیت‌های خارق العاده‌ای را کسب می‌کردید؟! آنچه مسلم است اینکه نگریستن به پشت سر و واکاوی عملکرد‌های پیشین مدیران می‌تواند به آنها در شناسایی توانمندی‌ها و عوامل موفقیت آنها کمک شایانی کند و از سویی دیگر با مشخص کردن نقاط ضعف‌شان، زمینه تغییر رفتار و رفع نقاط ضعف را فراهم می‌کند.

2- الگوی کارکنانتان باشید

موفق‌ترین مدیران کسانی هستند که همان گونه‌ای رفتاروکار می‌کنند که توقع دارند کارکنانشان آن‌گونه باشند. البته در این میان باید توجه داشت که نقش‌ها و کارکرد‌های مدیران با کارمندان و کارگرانی که زیرمجموعه آنها هستند، متفاوت است اما الگوهای کاری و رفتاری خیر.

10 توصیه برای دستیابی به موفقیت‌های حتمی
3- بهترین و قابل‌ترین افراد را دور خود جمع کنید

بعضی از مدیران به هیچ عنوان دوست ندارند کسانی را در اطراف خود ببینند که از آنها موفق‌تر و کارآمدتر هستند؛ درحالی‌که مدیران موفق همیشه می‌کوشند تا زبده‌ترین و قوی‌ترین نیروها را دور خود جمع کنند؛ حتی اگر بسیاری از آنها از خودشان بالاتر باشند. این کار هم قابلیت‌ها و پتانسیل‌های گروه را بالا می‌برد و هم باعث ارتقا و تعالی خود مدیران می‌شود.

4- شکایت کردن و تقصیر را به گردن دیگران انداختن را متوقف کنید

کمتر سازمان، شرکت یا تیمی را می‌توان پیدا کرد که تمام اعضای آن را افرادی کارآمد و بی نقص تشکیل بدهند. هنر مدیران بزرگ این است که به جای گلایه کردن و نالیدن از مشکلات و نیروهای ناکارآمد گروه با افزایش انسجام در درون سازمان و استفاده بهینه از پتانسیل‌های موجود بهترین عملکرد گروهی و سازمانی را ارائه دهند.

10 توصیه برای دستیابی به موفقیت‌های حتمی
5- جلوی ضرر را هرچه سریع‌تر بگیرید

وقوع ضرر و زیان در هر فعالیتی و در هر گروهی امری طبیعی و عادی است، مهم آن است که با شناسایی سریع و دقیق زیان‌ها و عوامل منفی از تاثیرگذار ی منفی بیشتر آنها و تبدیل شدن‌ به تهدید جلوگیری کرد.

6- روی خود و افراد خود سرمایه‌گذاری کنید

آیا شرکت یا سازمانی را سراغ دارید که به ناگهان و بدون هیچ دلیلی از ارائه یک محصول یا سرویس پرطرفدار دست کشیده باشد؟ به‌طور حتم پاسخ اکثر افراد به این سوال منفی است؛ چراکه هیچ مدیر عاقلی قبول نمی‌کند که چیزی را که سرمایه‌گذاری هنگفتی روی آن انجام داده، به راحتی کنار بگذارد. شبیه همین مساله در مورد خود مدیران و افرادشان مصداق پیدا می‌کند. به‌طور کلی، خود مدیران و افرادشان ارزشمندترین و مطلوب‌ترین گزینه‌ها برای سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت در سازمان به حساب می‌آیند. پرواضح است هنگامی که روی فرد یا افرادی سرمایه‌گذاری قابل توجهی انجام پذیرد، صرف‌نظر کردن از آنها به آسانی میسر نخواهد بود.

7- روی نقاط قوت افرادتان تمرکز کنید

بسیاری از ما عادت کرده‌ایم که بیشتر روی نقاط ضعف دیگران تمرکز کنیم و درنتیجه نقاط قوت آنها را نادیده می‌گیریم. یکی از وجوه تمایز مدیران موفق این است که عمده توجه خود را معطوف به نقاط قوت و توانایی‌های افرادشان معطوف می‌کنند و در کنار آن ضعف‌های آنها را نیز مورد توجه قرار می‌دهند و در راستای رفع آنها گام برمی دارند.

8- بهتر است افرادتان به شما به دیده احترام نگاه کنند نه اینکه شما را دوست بدارند

همه ما به‌عنوان انسان تمایل داریم که دیگران ما را دوست بدارند. اما چه اتفاقی می‌افتد اگر علاقه یک مدیر به دوست داشته شدن با وظایف و کارکردهای مدیریتی او تداخل پیدا کند؟ به همین دلیل هم هست که اغلب مدیران بزرگ به درستی دریافته‌اند که کارکنانشان باید به دیده احترام به آنها نگاه کنند و خودشان هم همین احساس را نسبت به افرادشان دارند.

10 توصیه برای دستیابی به موفقیت‌های حتمی
9-موفقیت شما وابسته به موفقیت دیگران است

برای موفقیت در عرصه مدیریت، هر مدیری باید از تمرکز روی «من» صرف‌نظر کند و روی «ما» متمرکز شود؛ چرا که موفقیت و کارآمدی یک مدیر فقط براساس پیشرفت فردی او سنجیده نمی‌شود، بلکه بیشتر براساس تاثیرگذاری مثبت او بر افراد تحت مدیریتش و تحقق اهداف سازمان با کمک آنها تعیین می‌شود. بنابراین موفق‌ترین مدیران کسانی هستند که به جای خرده گرفتن بر افراد و تلاش برای به کرسی نشاندن حرف خود به این عقیده درست پایبند هستند که موفقیت تیم‌شان موفقیت خود آنها نیز هست.

10- همیشه یک مشاور و معلم برای خود داشته باشید

یکی از اشتباهات مهلک و مخرب بسیاری از مدیران این است که پس از کسب موفقیت‌هایی چند، خود را قادر مطلق و دانای کل می‌پندارند که به هیچ‌گونه مشورت و راهنمایی نیاز ندارند و به‌تنهایی می‌توانند همه مشکلات را حل کنند درحالی‌که مدیران موفق کسانی هستند که هیچ‌گاه خود را از یادگیری و راهنمایی شدن مستثنی و بی‌نیاز نمی‌پندارند و می‌دانند که اول باید آموخت و سپس باید به دیگران یاد داد.

10 توصیه برای دستیابی به موفقیت‌های حتمی

ادامه مطلب تعداد بازدید 24 ،  

تاريخ : جمعه 23 بهمن 1394 | 1 بعد از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی
ضرب المثلی چینی هست که می گوید: «کسی که سؤال می پرسد پنج دقیقه در نادانی به سر می برد، کسی که سؤال نمی پرسد یک عمر».
وب سایت دیجیاتو - پیام ادیب: ضرب المثلی چینی هست که می گوید: «کسی که سؤال می پرسد پنج دقیقه در نادانی به سر می برد، کسی که سؤال نمی پرسد یک عمر». همه ی ما با بخش پایانی جلسات یا سخنرانی ها آشنا هستیم؛ زمانی که گرداننده ی جلسه از حضار می پرسد آیا سؤالی دارند یا خیر. سکوتی که در چنین مواقعی برقرار می شود تنها سه دلیل می تواند داشته باشد. یک اینکه گوینده آنقدر توانایی بالایی در خواندن فکر مخاطبان خود داشته که با توضیح مفصل خود جای هیچ سؤالی برای آنها باقی نگذاشته است. 

دو اینکه جذابیت موضوع آنقدر پایین بوده است که نتوانسته حتی یک سؤال کوچک در ذهن مخاطبین ایجاد کند. و سه اینکه، مخاطبان از ترس آنکه مبادا احمق جلوه کنند از پرسیدن سؤالات خود اجتناب می کنند. بسامد مورد سوم با اختلاف فاحشی از دو مورد اول بیشتر است. افراد بیش از آنکه از موقعیتی که برای باهوش تر جلوه کردن برایشان پیش آمده استقبال کنند، از احمق جلوه کردن پیش رئیس و همکارانشان می ترسند.

پرسیدن این 5 سؤال در محل کار شما را باهوش تر جلوه می دهد
افراد باهوش هیچ پاسخی را بدون سؤال کردن نمی پذیرند. آنها روحیه ای انتقادی دارند، با فکر و تحلیل گر هستند. از همه مهم تر اینکه حاضرند خودشان را در معرض ریسک قرار دهند و با پرسیدن سؤال، بحثی را به چالش بکشند، تغییر دهند و به سطح تازه ای وارد کنند. اما گاهی اوقات پیدا کردن سؤال مناسبی که بتواند در موقعیت هایی به خصوص شما را باهوش تر جلوه دهد دشوار است. پنج سؤال زیر سؤالاتی هستند که می توانید در اینگونه مواقع بپرسید.

1- چرا؟ چرا؟ چرا؟

همیشه بپرسید چرا. حتی اگر باعث شود ساده لوح به نظر برسید. کسانی که در مورد چراییِ وقایع سؤال می کنند همیشه با نگاهی تازه به موقعیت های مختلف می نگرند و وضعیت موجود را به چالش می کشند. هنری فورد با همین «چرا» انقلابی در صنعت حمل و نقل رقم زد. استیو جابز نیز با همین سؤال دنیای رایانش شخصی را متحول کرد. چند سال پیش، سیمون سینک در کنفرانس TED ارائه ای داشت تحت عنوان «با چرا شروع کنید». بر اساس نظریه ی او، اکثر کسب و کار ها می توانند بگویند چه کار می کنند، اما تعداد محدودی از آنها قادرند بگویند چرا. پرسیدن این سؤال در ابتدای یک پروژه به شما امکان می دهد به هدف غایی از انجام آن دست پیدا کنید تا بتوانید رابطه ی بهتری میان چگونگی و چیستی آن برقرار کنید. نقب زدن به چرایی هر چیزی استراتژی شما را می آزماید و به روشن شدن هدف، تصویر بزرگ تر و نقش عناصر در کنار هم کمک می کند.

2- چرا … نه؟

تینا سیلیگ، مدیر اجرایی برنامه ی شرکت های فناوری دانشگاه استنفورد، در کتاب خود از اهمیت چارچوب بندی مجدد مشکلات با هدف دستیابی به نوآوری می نویسد. او به ما یادآور می شود خارج شدن از محدوده ی تفکر خود و نگاه به یک موقعیت از زاویه ای متفاوت می تواند ایده های تازه ای در ذهن ما به وجود بیاورد و خلاقیت ما را بارور کند. به این ترتیب چرا خدماتی را رایگان ارائه ندهیم؟ چرا با یکی از رقبای خود متحد نشویم؟ دفعه ی بعدی که در جلسه ای بودید، خود را در نقش دیگری تصور کنید و سؤال هایی بپرسید که مرز ها را به چالش بکشند و واقعیات تازه ای رقم بزنند.

3- این پروژه چگونه ممکن است شکست بخورد؟

هدف از پرسیدن این سؤال، منفی نگری و یا بدبینی نیست؛ بلکه آزمودن میزان تحمل یک پروژه است، پیش از آنکه هزینه های شکست آن بیش از اندازه بالا برود. درست مثل سازمان های دفاعی و اطلاعاتی که برای شناسایی نقاط مشکل ساز پیش از سوء استفاده ی دشمن گروه هایی ملقب به «گروه های قرمز» تشکیل می دهند، شما نیز با هدف کمک به بهبود نتایج خود، باید به دنبال پیدا کردن نقاط آسیب پذیر و سناریو های احتمالی شکست خود باشید.

پرسیدن این 5 سؤال در محل کار شما را باهوش تر جلوه می دهد
4- میزان موفقیت را چگونه اندازه گیری می کنید؟

از قدیم گفته اند «اگر نتوانی چیزی را اندازه گیری کنی، نمی توانی مدیریتش کنی». این گفته اینجا صدق می کند. پرسیدن این سؤال نشان می دهد شما هدف محور هستید و به دنبال نشانه هایی می گردید تا اطمینان حاصل کنید به همراه تیم خود در مسیر درست قرار دارید. با این سؤال همچنین می توانید نتایجی که واقعاً برای کسب و کار شما اهمیت دارند را پیدا و اولویت دهی کنید و مطمئن شوید همه ی اعضای تیم در راستای همین اهداف حرکت می کنند.

5- چه بهبودی صورت گرفته است؟

فرقی نمی کند چه کاری انجام می دهید؛ رویه ای قبل از آن وجود داشته و بعد از آن نیز رویه ای وجود خواهد داشت. پیگیری کنید ببینید پروژه های مشابه در گذشته چگونه انجام شده اند و عملکرد تلاش های هم راستا با آنها را پیش بینی کنید. موقعیت های اصلی را در طرح های قابل مقایسه بررسی کنید. این نوع پرسش نشان می دهد شما می توانید روند های بزرگ و عمده را به اقدامات خاصی مرتبط کنید و به دنبال الگوهای موفقیت می گردید. این سؤال همچنین نشان می دهد به ساختن آینده نیز علاقه ی زیادی دارید، نه اینکه تنها به دنبال واکنش نشان دادن به آن باشید.

ادامه مطلب تعداد بازدید 24 ،  

تاريخ : پنجشنبه 22 بهمن 1394 | 1 بعد از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی


مجله سیب سبز - سارا میرشجاعی: حتما در بین اطرافیان خود دختران و پسرانی را می بینید که با وجود سنین ازدواج و حتی بالاتر از آن هنوز تن به ازدواج نداده و مجرد مانده اند. هرکدام هم دلایل خاص خود را برای این موضوع عنوان می کنند، از نداشتن وضعیت مالی مناسب تا یافتن شخص مناسب برای ازدواج. اما شاید بسیاری از این دلایل، بهانه به نظر برسند. مگر چند درصد از کسانی که ازدواج کرده و موفق هم هستند در ابتدای زندگی همه چیز داشته اند؟ یا مگر شخص مناسب برای ازدواج وجود ندارد؟ 

همینطور درباره دلایل دیگری که از زبان جوانان عنوان می شود. به نظر می رسد چیزی ورای اینها برای دختران و پسران جامعه ما مشکل ایجاد کرده که باعث فرار از ازدواج می شوند. برای روشن شدن جریان با دکتر فریده صدیق افشار، چهره ماندگار تعلیم و تربیت و خانواده به گفت و گو نشستیم. اگر می خواهید بدانید چرا فرزندان یا اطرافیانتان تن به ازدواج نمی دهند این مطلب را بخوانید. 

آسیب‌شناسی بالا رفتن سن ازدواج در جوانان

ازدواج یعنی عشق 
ازدواج عشق است؛ عشق بدهی و عشق بگیری. ازدواج یعنی در خانه را باز کنی، صدای همسرت را بشنوی و لذت ببری. پیچیدن بوی غذا در خانه یعنی وجود عشق در خانه. خانواده تنها جایگاهی است که قانون حق ندارد در آن وارد شود. قانون باید پشت در خانواده باشد تا اگر مشکل کوچکی بود که نتوانستند آن را با همفکری و صحبت حل کنند، قانون با عدالت قضاوت کند. نباید اینطور باشد که بر سر هر موضوعی سراغ وکیل برویم. متاسفانه اینها در جامعه ما برعکس است. خانواده های الان فقط هم خانه بودن است، خانواده یعنی گرما، صمیمت، گوش کردن و صحبت کردن. خانواده یعنی وقتی زن و شوهر کنار هم هستند دلشان تنگ چیزهای دیگر نباشد و دغدغه ای جز خانواده و همسر نداشته باشند.

همیشه گفته ام اولین و آخرین حرف در تربیت افراد یک جامعه را خانواده می زند. خانواده یک سیستم است که باید همه چیز آن خوب کار کند. اگر در این سیستم مشکلی ایجاد شود، شاید بعد از مدتی قضیه ظاهرا تمام شود اما ردپای آن، چنان باقی خواهد ماند که می تواند یک جامعه را به هم بریزد. خانواده کوچک ترین اما مهم ترین نهاد جامعه است که اگر اشکالی در آن وجود داشته باشد، کل آن جامعه با مشکل رو به رو خواهد شد؛ چیزی که در جامعه امروز ما دیده  می شود. بدون رو دربایستی می گویم که جامعه ما بیمار است؛ خانواده ها مشکلات گوناگون دارند و راه تعلیم و تربیت در خانواده ها گم شده است. نتیجه هم همین وضعیتی است که امروز در جامعه شاهد آن هستیم. 

وقتی خانواده ایمن( به لحاظ روانی) باشد، همه چیز به درستی در آن شکل می گیرد؛ همه افراد نقش و جایگاه خود را  می دانند و همه کارها از جمله ازدواج به موقع انجام خواهد شد. خانواده ای که ایمنی ندارد و سردرگم است، مسلما افرادی در آن شکل خواهند گرفت که به ناکجاآباد خواهند رفت. بچه ها در خانواده های پرتنش و سردرگم، هدفی ندارند؛ در حالی که ازدواج یک موضوع هدفمند است. 

چرا نمی‌خواهد ازدواج کند؟
تصور کنید جامعه  یا خانواده فردی که نمی خواهد مسئولیت ازدواج و فرزندآوری را بپذیرد او را مجبور به این کارها کند. کودکی که در چنین شرایطی به دنیا می‌آید یک کودک ایمن(به لحاظ روانی) نیست. گفته می شود که جنین در شکم مادر از چند ماهگی صداها را می شنود. کودکی که در زمان بارداری دائم غر شنیده و بر ناخواسته بودن او تاکید شده است، در آینده همین رفتارها را بروز خواهد داد. هرکسی لیاقت مادر شدن ندارد و این یک موهبت بزرگ است که به برخی از خانم ها داده شده است. گفته شده که بهشت زیر پای مادران است. 

برخی از خانم ها فقط حمل کننده جنین و کودک خود هستند و مادری نمی کنند. حمل کردن با پرورش دادن، رشد دادن، بزرگ کردن، توجه به استعدادها و ابعاد وجودی کودک و تامین نیازهای او دو مقوله جداست که قابل مقایسه باهم نیستند. ممکن است انسان یک بار چند کیلویی را به این طرف و آن طرف حمل کند اما غر بزند و آخر سر هم او را به زمین بکوبد؛ این مادری نیست. مهم این است که احساس و عاطفه نسبت به کودک وجود داشته باشد و مادر با شیر خود، وقت و زمان کافی برای پرورش فرزند خود به کار ببرد. مسلما این نوع تربیت، افراد متفاوتی را به دنبال خواهد داشت که در علاقه به ازدواج موثر است. کودکی که از ابتدا مهر و محبت را احساس کرده و مسئولیت پذیر بار آمده، نقش خود را می شناسد، نسبت به ازدواج تمایل دارد و به موقع نسبت به آن اقدام خواهد کرد. 

اما کسی که مهر و محبت والدین، خصوصا مادر را ندیده و در تمام زندگی خود با غرولند نسبت به وجود خود و بنای خانواده رو به رو بوده مسلما همینطور هم بار خواهد آمد. جملاتی از این دست که: «ازدواج؟ وای نه»، «حوصله داری مسئولیت یک نفر دیگر را هم بپذیری؟»، «فعلا خوش بگذران و از جوانی لذت ببر»، «ازدواج نکن، حوصله شنیدن غر زدن های زن یا شوهرت را داری؟» و... همگی نتیجه همین نوع پرورش فرزند است. این افراد همین ها را در خانواده دیده اند و برداشت شان از ازدواج و خانواده همین است. 

شاید آماده ازدواج نباشد!
کسی باید تصمیم به ازدواج بگیرد که به بلوغ جسمانی، اجتماعی و عاطفی و همینطور استقلال فکری و مالی رسیده باشد. امروزه درصد کمی از جوانان ما به این مرحله رسیده اند. معیارها، اهداف و ملاک های ازدواج در جامعه امروز ما کاملا تغییر یافته و دیر ازدواج کردن هم نتیجه همین ها است. مشخص نیست که جوانان ما بر اساس معیار عقل تصمیم می‌گیرند یا احساس؟ حتی بسیاری از جوانانی هم که ازدواج می‌کنند برای فرار از محیط خانه پدری است؛ چیزی که در ازدواج به شدت نهی می شود.

برخی دیگر از جوانان به دلیل دلسوزی برای کسی که عاشقشان است تصمیم به ازدواج می‌گیرند. درصد زیاد دیگر برای رسیدن به آرزوهایی که در خانه پدری به آن ها نرسیده اند ازدواج می کنند؛ یعنی ازدواج را راهی برای رسیدن به آرزوهای خود می دانند. مورد بعدی این است که همه تلاش برخی از دختران این است که با کسی ازدواج کنند که به اصطلاح پولدار باشد، خانه و ماشین آنچنانی و... بنابراین فلسفه اصلی و صحیحی که انسان ها را در ازدواج به تعالی می رساند گم شده است. درواقع هدف در چنین ازدواج هایی گم شده است. 

مسئولیت‌پذیری کم رنگ شده است
یکی از دلایلی که در این 45 سال درباره ازدواج دیرهنگام و مشکلات خانواده ها با آن رو به رو بوده ام این است که عده ای از ما در اعتقادات سست شده ایم؛ از معنویات دور شده ایم و مسئولیت های خود را نمی شناسیم. خداوند همه انسان ها را مختار و آزاد اما مسئول آفریده است. انسان در برابر خدا، خود، خانواده، جامعه و انسان های دیگر مسئول است. گم شدن مسئولیت ها مشکلات زیادی را به وجود آورده که ازدواج های دیرهنگام فقط یکی از نتایج آن است.

کسی که مسئولیت خود را بشناسد و به آن پایبند باشد، به دنبال برآوردن غیرمجاز و غیرشرعی نیازهای خود نمی‌رود و آن ها را از طریق راه درست آن یعنی بستر خانواده ارضا می کند. دین تمام شرایط لازم برای هرکاری را گفته، وقتی این شرایط را رعایت نمی کنیم نتیجه همین مشکلات می شود. دزدی، مصرف مواد مخدر، رفتارهای انحرافی، دروغگویی و...همه و همه خیانت به خود و مسئولیت‌های‌ماست.

فرار از مسئولیت ها زندگی نیست، خوش گذرانی نیست، حتی زندگانی هم نیست بلکه مردگانی است. چنین افرادی وقتی ازدواج هم بکنند حاصلی ندارد و این چرخه معیوب باز تکرار می شود و به فرزندان این افراد می رسد. مسئله اصلی هم این است که ما اعتقادمان به قیامت را جدی نگرفته ایم. فکر می کنیم فقط همین یکی دو روز است، می‌خوریم و ریخت و پاش می کنیم. برخی افراد می‌گویند چه کسی از آن دنیا آمده است که به ما بگوید چه خبر است؟ آمدن یا نیامدن کسی مهم نیست؛ مهم این است که ما به این قضیه باور داشته باشیم. باید باور داشته باشیم هر حرکتی که انجام دهیم پاسخ آن را در همین دنیا خواهیم گرفت. کسی که مرتکب خلاف می‌شود، چندین نسل بعد هم نتیجه آن را خواهند دید. پدر و مادری که گرما و صمیمیتی در خانواده ایجاد نمی کنند تا چندین نسل تمایل به ازدواج را در آیندگان خود کم می‌کنند. 

آسیب‌شناسی بالا رفتن سن ازدواج در جوانان

ازدواج به همین سادگی‌ها نیست!
برخلاف آنچه الان روی آن تبلیغ می شود به همین راحتی نمی توان تشکیل خانواده داد، جوانان با چه اهداف و معیارهایی باید ازدواج کنند؟ مشاوران جوانان ما در موضوع ازدواج چه کسانی هستند؟ خانواده ها که خود سردر گم هستند، دوستان که اکثرا تشویق می کنند ازدواج صورت نگیرد، جامعه هم که گرفتاری های خاص خود را دارد.

ازدواج نکردن از زیر بار مسئولیت فرار کردن است. متاسفانه برخی از جوانان ما مسئولیت پذیری را نیاموخته اند. وقتی در خانواده همه چیز مهیاست و فرزندان ما هیچ مسئولیتی در خانواده ندارند مسلما این بی مسئولیتی را با ازدواج از بین نمی برند. خانواده ها تصور می کنند مسئولیت نخواستن از فرزندان یعنی تامین رفاه و آسایش، در حالی که این کار بزرگ ترین ضربه را به خود جوان می زند. 

بلد نیستیم همسر مناسب انتخاب کنیم!
چشم و هم چشمی ها دمار از روزگار جوانان درآورده است. به تنها چیزی که در ازدواج جوانان فکر نمی‌شود این است که آیا زندگی کردن را یاد گرفته اند؟ فقط درباره شغل، پول، خانه، ماشین و... بحث می شود.

 جوانان و خانواده ها کتاب روانشناسی و تربیتی نمی خوانند، از نیازهای همسر و مسئولیت های خود در قبال خانواده اطلاع ندارند. هرازگاهی تلویزیون برنامه ای را به صورت گذرا نمایش می دهد که اگر مطالب صحیحی عنوان شود، کافی نیست. ما دائما چشم مان به زندگی و رفاه دیگران است. خود را با دیگران مقایسه می کنیم و به دنبال آن تحقیر افراد متقاضی ازدواج به همراه می آید. اینکه اگر اقوامم فلان سالن مراسم عروسی گرفته اند، من باید بالاتر باشم و همینطور درباره موضوعات دیگر. 

اینها همه می تواند ازدواج را تا مدت ها به تعویق بیندازد. ما از معنویت حرف می زنیم اما واقعا معنویت کجا وجود دارد؟ همه آدم ها از صبح تا شب به دنبال مادیات هستند. یک مادر الان مادر نیست، نقش ها عوض شده است و یک مادر الان تنها مادر نیست و هزاران نقش دیگر هم دارد. عاطفه دادن، بزرگ کردن ایمن(به لحاظ روانی)، اعتماد به نفس دادن و... وظیفه پدر و مادر است. بقیه موارد را باید به اختیار و عملکرد فرزندان گذاشت. جوانان بیشتر به مادیات فکر می کنند تا اخلاق و اعتقادات. این آسیبی است که دامن جامعه را گرفته است. 

وابستگی جوان مانع ازدواجش می‌شود
والدین نباید فرزندان خود را بیش از حد وابسته به خود بار بیاورند؛ چیزی که مشکل جوانان امروز ماست. نباید یک زنجیر به گردن فرزندان بیندازیم و به دنبال خود بکشیم؛ چیزی که بعد از ازدواج هم ممکن است ادامه پیدا کند. حتی به لحاظ مالی هم بسیاری از جوانان ما به خانواده وابسته هستند. اینها به استقلال رسیدن جوانان را به تاخیر انداخته و به دنبال آن ازدواج را هم به تاخیر می اندازد. باید اجازه دهیم جوانان اصطلاحا خودکنترل باشند؛ فکر کنند، تصمیم بگیرند و مسئولیت تصمیمات خود را هم بر عهده بگیرند. 

بینش افراد از تحصیلات ارجح‌تر  است
بالا رفتن تحصیلات به خودی خود نمی تواند ازدواج را به تاخیر بیندازد بلکه شاید این یک بهانه باشد. بسیاری از افراد را دیده ایم که همزمان با تشکیل زندگی مشترک درس خود را ادامه داده اند. اصلا تشکیل خانواده باید همین کار را بکند و فرد را رشد بدهد. تحصیلاتی که هیچ سنخیتی با زندگی خانوادگی ندارد آسیب می زند؛ فردی که فوق لیسانس یا دکترا دارد باید از نظام خانواده و اصول مربوط به ازدواج هم آگاه باشد. باید بحث مهمی در همه رشته ها راجع به خانواده و روانشناسی وجود داشته باشد. افراد خصوصا کسانی که تحصیلات بالا دارند باید حداقل های زندگی زناشویی، فرزندپروری و خانواده را بدانند. 

یک مهندس، یک پزشک، یک هنرمند و... باید با مسائل انسانی و مسائل روانی مربوط به ازدواج آشنا باشد. کارگاه های آموزشی زیادی وجود دارد اما مردم فرصت شرکت در آن ها را ندارند بنابراین اینها باید جزئی از برنامه آموزشی دانشگاه ها باشد. تحصیل یا کار مانع ازدواج نیست، دیدگاه، فلسفه زندگی، بینش و نوع تربیت افراد مانع این امر است. نگاه افراد به زندگی توقعات را بالا می‌برد نه سطح تحصیلات یا بهانه ادامه دادن کار و فعالیت‌های اجتماعی. هم کفو بودن در ازدواج خوب و لازم است اما باید تمام شئون زندگی از جمله اعتقادات، تفکرات، سبک زندگی و... را در بر بگیرد نه فقط تحصیلات و یا زندگی مادی.  

می‌ترسید حریم شخصی‌تان به خطر افتد
قبل از ازدواج «فرد» است اما بعد از آن موضوع «ما» مطرح می‌شود. بسیاری از کسانی که دیر ازدواج می کنند یا ازدواج نمی کنند از «ما» شدن و از بین رفتن فردیت یا حریم های شخصی خود می ترسند. در حالی که ازدواج به معنای حذف فردیت نیست، افراد باید بتوانند در عین «ما» بودن فردیت خود را حفظ کنند. باید حریم افراد در خانواده حفظ شود و صمیمیت را با ورود به حریم یکدیگر اشتباه نگیریم. 

ازدواج نمی‌کند چون خودخواه است
پذیرفتن نقش های جدید هم جزئی از ازدواج است که برخی از جوانان ما از آن فراری هستند. مسلما کسی که ازدواج می‌کند باید به نیازهای خود و طرف مقابل همزمان توجه داشته باشد که برای افرادی که خودخواه بار آمده اند کاری سخت است. ایجاد ارتباط متقابل ثمربخش کاری است که جوانان ما آن را نیاموخته اند و در نتیجه از ازدواج می ترسند. جوانان ما نمی دانند برای داشتن یک ارتباط سالم و موثر باید چه کنند و چه رفتاری در پیش بگیرند. ما گوش دادن و همدلی را نیاموخته ایم؛ چیزی که در ازدواج بسیار مهم است. 

آسیب‌شناسی بالا رفتن سن ازدواج در جوانان

نیازهای کاذب جایگزین نیازهای واقعی شده
بحث نیازها هم در ازدواج مطرح است. نیازهای جوانان ما از حالت نیازهای اساسی به کاذب تغییر پیدا کرده است. افراد به لباس نیاز دارند که از سرما و گرما در امان باشند. هیچ کس با زیبایی مخالف نیست اما اگر به کمد لباس جوانان ما نگاه کنید پر از لباس است که آن را به یک نیاز کاذب تبدیل کرده است. ما به پول نیاز داریم تا رفاه داشته باشیم اما زیاده خواهی و توقع بالا این نیاز را به کاذب بودن تبدیل کرده و مسلما جوانی که بخواهد زندگی تشکیل بدهد در ابتدای راه توان ندارد به تک تک این نیازهای کاذب بپردازد. بنابراین سعی می کند از ازدواج فرار کند. 

راه حل چیست؟
به نظرم جامعه ما به «وزارتخانه خانواده» نیاز دارد؛ چیزی که من به مسئولان هم پیشنهاد داده ام. وقتی وزارتخانه داشته باشیم، تقسیم بندی وظایف انجام شده و به جوانان برای تشکیل خانواده آموزش های اصولی و منسجم داده می شود. بسیاری از جوانان ما محبت کردن و محبت گرفتن را بلد نیستند؛ همه چیز مادی شده است و به مسائل مادی بسنده می کنیم. اینها یک گوشه از هزاران مشکل جامعه ما در بحث خانواده است. مسئولان اگر احساس تعهد در برابر خداوند دارند باید به این مسائل بپردازند. باید حاشیه‌ها را کنار گذاشته و به اصل مشکلات جوانان بپردازیم. 

اول باید خانواده ها را بسازیم و بعد از آن به جامعه بپردازیم. ساختن فرد در درون خانواده به ساختن جامعه ارجح است. خانواده های آسیب زا، باعث آسیب کل جامعه می‌شوند. خانواده سالم فرزندان را طوری تربیت می‌کند که مسئولیت پذیر باشند، استقلال داشته باشند، انتظارات و توقعات واقعی بسازند، به معنویات بیش از مادیات توجه کنند و اهداف خود را در زندگی ساماندهی کنند. همه اینها جوانان را به سمت تشکیل خانواده سوق می دهد.  

ادامه مطلب تعداد بازدید 29 ،  

تاريخ : پنجشنبه 22 بهمن 1394 | 12 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی

مجله روشن - رضا تاران: این سال ها در افواه عمومی باب است که با دیدن یک طلبه جوان هم همه به یاد وضع خوب و پولی می افتند که از پارو بالا می رود. احتمالا به این سبب که جمهوری اسلامی ایران با مدیریت روحانیت گره خورده است اما واقعا طلبه های مشغول در فاصله مشق و بحث چگونه و از چه راه زندگی را می گذرانند؟ شهریه های مراجع؛ ولی پولی که مراجع به آنها می دهند، چقدر است و از کدام منبع تامین می شود؟

شهریه
کمک مالی است که ماهانه از طرف مراجع به طلبه ها پرداخت می شود.

نگاهی به وضع مالی طلبه ها در ایام تحصیل و پس از آن

چرا شهریه می دهند؟
دوره دروس طلبگی طولانی است و طلبه ها در ده سال اول تحصیل تمام وقت مشغول تحصیل و تبلیغ دین هستند و امکان اشتغال هم زمان ندارند. پس مراجع برای گذران نسبی زندگی و رفع ضروریات، مبلغی به آنها کمک می کنند.

شهریه کسانی که درآمدی مستمر دارند، در مسیر درس خواندن توقف کنند، بعد از تحصیل شاغل شوند، قطع می شود – جز شغل هایی که در راستای تبلیغ اسلام است مجازند بخشی از شهریه را دریافت کنند. ساز و کاری برای اجرای قواعد وجود دارد اما بسیاری اخلاقا قوانین را رعایت می کنند.

چه کسانی شهریه می دهند؟
پرداخت شهریه توسط یک عالم، نشانه ای از مرجعیت است. شهریه توسط مراجع تقلید داده می شود. هر مرجع با توجه به تعداد مقلدانش و پرداخت وجوهات توسط آنها می تواند شهریه پرداخت کند. پرداختی یک مرجع می تواند از هزار تومان شروع شود، به 50 یا صد هزار تومان برسد.

برخی از مراجع که مقلدان بیشتری دارند مستمر شهریه می دهند. برخی نیز هر از چند ماهی شهریه می دهند که بدان «تقسیمی» می گویند؛ این مراجع معمولا در منطقه ای خاص مقلد دارند با وجوهاتی اندک. با فوت مرجع شهریه او نیز قطع می شود.

چه زمانی شهریه می دهند؟
زمان پرداخت شهریه پنج روز اول هر ماه قمری است. برخی از دفترهای شهریه تا بیستم ماه شهریه می دهند. روز اول و آخر شهریه صف ها بسیار شلوغ است.

نگاهی به وضع مالی طلبه ها در ایام تحصیل و پس از آن

چگونه شهریه می دهند؟
اسم های طلبه ها در دفتر شهریه ثبت شده است. طلبه ها برای گرفتن شهریه در صف هایی بعضا طولانی می ایستند تا نوبت شان شود. دفاتر مراجع برای هر طلبه کارت شهریه صادر می کنند تا با کارت مراجعه کند. بعضی از دفاتر، شهریه را به کارت طلبه ها واریز می کنند تا از اتلاف وقت شان در صف ها جلوگیری شود.

معیارهای پرداخت شهریه چیست؟
دو معیار اصلی برای پرداخت شهریه وجود دارد؛ اولی میزان سطح علمی است. هر مقدار در سطح علمی بالاتر باشی، شهریه بیشتری می گیری. طلبه های متأهل دو برابر طلبه های مجرد شهریه می گیرند. البته قاریان قرآن و نهج البلاغه شهریه بیشتری می گیرند.

شهریه از چه منبع مالی تامین می شود؟
شهریه از محل خمس پرداخت می شود و بودجه ای دولتی نیست. یک مسلمان، یک پنجم از سود خالص سالیانه اش را به مرجع تقلیدش پرداخت می کند و تبلیغ اسلام یکی از مصارف خمس است. از نظر شیعه، خمس، واجب شرعی است. معمولا نمایندگان مراجع در استان ها مسئول جمع آوری خمس اند.

طلبه ها چقدر شهریه می گیرند؟
مقدمات مجرد: 50 هزار تومان

مقدمات متاهل: 95 هزار تومان

سطح یک مجرد: 85 هزار تومان

سطح یک متاهل: 150 هزار تومان

سطح دو مجرد: 110 هزار تومان

سطح دو متاهل: 210 هزار تومان

سطح سه مجرد: 150 هزار تومان

سطح سه متاهل: 280 هزار تومان

این ارقام، سال 90 است و ممکن است مقداری افزایش یافته باشد.

ادامه مطلب تعداد بازدید 16 ،  

تاريخ : پنجشنبه 22 بهمن 1394 | 12 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی

مجله سلامانه - خشایار مریدپور: تقریبا همه می دانند که در باشگاه های ورزشی باید چه کارهایی کنند اما آیا می دانید که چه کارهایی نباید انجام دهید؟ این مکان ها در ساعت های شلوغی سرشار از ورزشکاران خسته و خیس عرق است که در یک محل به نسبت کوچک و با تهویه معمولا نامناسب جمع شده اند تا با تحرک و مصرف انرژی، سلامت و آمادگی جسمانی خود را بهبود بخشند.

در بیشتر موارد دستگاه ها و فضای موجود برای استفاده همزمان تمامی اعضا کافی نیست و در ضمن تمامی افرادی که در یک باشگاه تمرین می کنند، سطح فرهنگی و اجتماعی یکسانی ندارند.

اینجاست که رفتار فردی ورزشکاران در حفظ آرامش و پیشگیری از ایجاد اصطکاک ناخواسته اهمیت بیشتری پیدا می کند. در ادامه فهرستی از کارهایی را که نباید در یک باشگاه ورزشی انجام دهید گرد آورده ایم تا به شما کمک کنیم مواردی را که احیانا از قلم انداخته اید به خاطر سپرده و اصول اولیه آداب معاشرت باشگاه های ورزشی را رعایت کنید.

1- از مقابل کسی که روبروی آینه مشغول تمرین است عبور نکنید
بسیاری از کسانی که در باشگاه های ورزشی تمرین می کنند از آینه های قدی موجود به عنوان راهنما هنگام وزنه زدن استفاده می کنند تا مطمئن شوند وضعیت قرار گرفتن بدن و توازن خود را به درستی حفظ می کنند. عبور از مقابل کسی که روبروی آینه مشغول تمرین یا مشاهده بدن خود است، یکی از کارهای واقعا ناپسند و گستاخانه است؛ بنابراین توصیه می شود همیشه از چنین کاری اجتناب کنید.

ادب ورزشکار به ز عضلات اوست

2- پس از استفاده از یک دستگاه یا نیمکت آن را تمیز کنید
لطفا با ملاحظه باشید و عرق بدن خود را روی تجهیزات و صندلی ها باقی نگذارید. آیا خود شما دوست دارید که وقتی روی صندلی یک دستگاه تکیه می دهید کاملا خیس شوید؟ طبیعتا پاسخ منفی است؛ پس به خاطر داشته باشید که دیگران هم از این نظر تفاوتی با شما ندارند و تمیز کردن یک دستگاه پس از استفاده تنها شخصیت اجتماعی توسعه یافته شما را نشان می دهد.

در بسیاری از باشگاه ها وسایل تنظیف و دستمال کاغذی حوله ای برای استفاده ورزشکاران موجود است و می توانید با استفاده از آنها به سرعت و به راحتی محل تمرین خود را تمیز کنید.

3- به حریم شخصی دیگران تجاوز نکنید
هر باشگاهی در ساعت های مشخصی از روز شلوغ می شود و ممکن است به اندازه یک صبح جمعه جا برای تمرین در اختیار نداشته باشید. در این صورت، لطفا خودخواه نباشید و به حریم شخصی دیگران وارد نشوید. ترجیحا مکان مناسبی را برای تمرین خود بیابید که در دست و پای کسی نباشید. در صورتی که ازدحام جمعیت این اجازه را به شما نمی دهد، خلاقیت به خرج داده و تمرین دیگری را شروع کنید یا به سادگی کمی صبر کنید تا جای مناسبی برای شما باز شود.

4- روی صندلی دستگاه ها استراحت نکنید
در صورتی که باشگاه شلوغ است و دیگران منتظر نوبت برای استفاده از دستگاهی که شما از آن استفاده می کنید هستند، با نشستن روی صندلی همان دستگاه استراحت نکنید. حتی نبود صف به این معنی نیست که کسی منتظر خالی شدن دستگاه شما نیست. ممکن است یک نفر دیگر در حال کشتن وقت روی دستگاه دیگری باشد تا بتواند به محض خالی شدن از دستگاه شما استفاده کند. بهتر است زمان های استراحت بین ست ها را با نشستن روی نیمکت های مخصوص همین کار بگذرانید.

ادب ورزشکار به ز عضلات اوست

5- هنگام شلوغی باشگاه از چند دستگاه به صورت همزمان استفاده نکنید
در صورتی که زمان تمرین شما با ساعت شلوغی باشگاه تداخل نداشته باشد می توانید به صورت چرخشی ست های حرکت های مد نظر خود را با دو یا چند دستگاه به انجام برسانید اما اگر در زمان اوج شلوغی باشگاه مشغول تمرین هستید یا کسانی هستند که منتشر استفاده از دستگاه شما هستند، بهتر است تنها با یک دستگاه در آن واحد تمرین کنید.

6- با کسی که مشغول تمرین است صحبت نکنید
درست است که روابط اجتماعی ایجاد شده یکی از ابعاد مهم تمرین در باشگاه برای بسیاری از ورزشکاران به شمار می رود اما درست آن است که ملاحظه کسانی را که مشغول تمرین هستند بکنید. 

صحبت کردن هنگام وزنه زدن می تواند باعث حواس پرتی شود یا کسی که مشغول دویدن روی تردمیل یا زدن دوچرخه است، نفس چندانی برای گرم گرفتن با شما ندارد. بهتر است حریم خصوصی دیگران را هنگام تمرین رعایت کرده و از زمان های استراحت برای ایجاد روابط و یافتن دوستان جدید استفاده کنید.

7- از تلفن همراه خود با صدای بلند استفاده نکنید
هیچ چیز به اندازه صحبت کردن با تلفن انرژی و نظم باشگاه را به هم نمی ریزد؛ به علاوه بیشتر کسانی که هنگام صحبت با تلفن همراه صدای خود را بالا می برند، به احتمال زیاد متوجه بلندی صدای خود نیستند. 

در کمال صداقت باید بگوییم که شما هم ممکن است جزو این دسته از افراد باشید، به خصوص اگر خبر خیلی خوب یا بدی با تلفن به اطلاع شما رسیده باشد. پیشنهاد اول ما گذاشتن گوشی همراه در کمد رختکن و تمرکز کامل روی برنامه تمرینی مشخص شده است اما در صورتی که این امر برای شما مقدور نیست، لطفا تماس های تلفنی خود را خارج از محیط باشگاه پاسخ دهید تا هم مکالمه بهتری داشته باشید و هم به حقوق دیگران تجاوز نکنید.

8- ترتیب استفاده از دستگاه ها را به هم نزنید
در بیشتر باشگاه هایی که از دستگاه های ورزشی استفاده می کنند، به احتمال زیاد ترتیب مشخصی برای استفاده از آنها وجود دارد. در باشگاه های حرفه ای تر این دستگاه ها به وسیله پلاک، شماره گذاری می شوند یا ترتیب کار کردن در یک فلوچارت مشخص می شود. در این صورت به ترتیب تعیین شده و روند کار دیگر ورزشکاران احترام بگذارید و جلوی کسی نپرید.

9- در آبخوری باشگاه ترشحات مخاطی خود را تخلیه نکنید
این مورد نیازی به توضیح بیشتر ندارد! ممنون! به این دلیل که گاهی بهتر است بحث باز نشود! این نکته یکی از پایه ای ترین مسائل تربیتی است که باید مدت ها قبل آن را یاد می گرفتید.

ادب ورزشکار به ز عضلات اوست

10- صفحه های وزنه را روی دستگاه ها رها نکنید
همانطور که می دانید باشگاه های ورزشی مستخدم تمام وقت در اختیار ندارند و کسی مسئول جمع کردن ریخت و پاش های شما نیست پس بهتر است پس از استفاده از یک دستگاه، وزنه هایی که به آن اضافه کرده اید را دوباره به جای اولش بازگردانید تا هم تمرین اضافی کرده باشید و هم دیگران راحت تر بتوانند وزنه های مورد نیاز خود را پیدا کنند.

11- از اظهار نظر منفی درباره کسانی که اضافه وزن دارند بپرهیزید
همه انسان ها شرایط فیزیکی یکسانی ندارند. بعضی ها به لطف ژنتیک مناسب، عادت های تغذیه ای خوب و فعالیت جسمانی از وضعیت بدنی بهتری برخوردارند. اگر شما هم جزو این دسته از افراد هستید، لطفا به جای انداختن نگاه های تحقیرآمیز و طعنه زدن به کسانی که اضافه وزن دارند و در باشگاه شما به تمرین مشغول هستند، آنها را حمایت کرده و تا جای ممکن کمک کنید.

همین که کسی با وجود اضافه وزن شروع به تمرین کند به نوبه خود حرکت بزرگی است و تشویق دیگر ورزشکاران می تواند نقش تعیین کننده ای در حفظ انگیزه و در نتیجه تداوم تمرین آنها داشته باشد. حتی در صورتی که تمایلی به صرف انرژی برای حمایت روحی - روانی از کسانی که در ابتدای راه سلامت و تندرستی هستند ندارید، لطفا سد راه پیشرفت کسی نشوید و به خاطر بیاورید که روز اولی که خود شما تمرین را شروع کردید، احتمالا به اندازه الان تناسب اندام نداشتید.

12- لباس های متناسب و با پوشش کافی انتخاب کنید
درست است که لباسی که با آن تمرین می کنید باید به اندازه کافی راحت باشد و بتوانید با آن تمام حرکت های ورزشی را بدون ایجاد مشکل انجام دهید اما لطفا جوگیر نشوید! پوشیدن لباس های بسیار کوتاه و بسیار تنگ و چسبان شاید برای شما که پیشرفت فیزیکی خود را دنبال می کنید جذاب باشد اما می تواند منجر به خلق صحنه های نه چندان خوشایند برای دیگر ورزشکاران باشگاه شود!

جدا از مسئله نمای نامناسب، این مسئله از نظر بهداشتی نیز به نفع شماست زیرا با پوشش بخش های بیشتر بدن، می توانید از تماس پوست با قسمت های آلوده وسایل باشگاه پیشگیری کرده، سلامت خود را بهتر حفظ کنید. همچنین پوشیدن لباس های خیلی تنگ مانع از جریان مناسب خون در بدن و حول اندام های حیاتی می شود و می تواند کیفیت نتایج تمرین شما را تحت تاثیر قرار دهد.

بهترین لباس برای باشگاه لباس های نسبتا گشادی است که بتواند سطح قابل قبولی از بدن را پوشانده و در عین حال پوست را در اثر اصطکاک طولانی مدت تحریک نکند. لطفا از پوشیدن لباس و به خصوص کفش بیرون در محیط باشگاه خودداری کنید زیرا می تواند باعث انتقال آلودگی به داخل محیط باشگاه شود که معمولا به دلیل داشتن هوای گرم و مرطوب، محل مناسبی برای رشد انواع باکتری ها، ویروس ها و قارچ ها است.

13- علامه دهر نباشید
بیشتر مردم هنگام تمرین در حال و هوای خود فرو می روند. لطفا از مداخله در تمرین دیگران برای گوشزد کردن مواردی که فکر می کنید اشتباه انجام می دهند یا نشان دادن روش بهتر یا درست انجام آن حرکت خودداری کنید. در صورتی که فکر می کنید کسی تمرینی را به صورت خطرناکی انجام می دهد به یکی از مربیان باشگاه وضعیت را توضیح داده و از وی بخواهید تا با فرد مورد نظر صحبت کند. ایفای نقش پلیس باشگاه در حیطه وظایف شما نیست.

14- پس از پایان تمرین، وزنه ها را به اطراف نیندازید
هنگامی که پس از پایان یک ست تمرین وزنه ها یا میله هالتر را به زمین یا اطراف می اندازید باعث ایجاد صدا و ارتعاش شدیدی می شوید که می تواند حواس اطرافیان را پرت کند. همچنین این کار خطر آسیب دیدن شما و دیگران را افزایش می دهد. پس لطفا پس از پایان تمرین از ایجاد سروصدای اضافی و احیانا کبود کردن دیگران خودداری کنید. وزنه ها را پس از پایان تمرین در محل از پیش تعیین شده قرار دهید تا دیگران نیز بتوانند وسایل مورد نیاز خود را به راحتی پیدا کنند.

15- لباس های کثیف را دوباره نپوشید
یکی از مسائل بسیار مهم در باشگاه های ورزشی بحث رعایت بهداشت فردی است. درست است که به نظر بسیاری زا مردم پوشیدن دوباره لباسی که قبلا با آن به باشگاه آمده اند ایرادی ندارد اما شما سعی کنید جزو آن دسته نباشید؛ مگر آن که بدن شما به صورت خارق العاده ای هیچ گونه تعریقی نداشته باشد اما در صورتی که شما هم مانند دیگران با فعالیت فیزیکی عرق می کنید، لطفا بقیه را از استشمام اجباری رایحه تمرین روزهای قبل معاف کرده و لباس های تمیز به تن کنید.

ادامه مطلب تعداد بازدید 30 ،  

تاريخ : پنجشنبه 22 بهمن 1394 | 12 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی

وب سایت مردمان - زینب آرمند: الگوهای رفتاری خطرناک و ناسالم همیشه چندان واضح نیستند. همه ما ممکن است در دوره‌ای از زندگی گرفتار روابط مسموم شویم. و رفتارهای کنترل ‌گر هیچ مرز و محدودیتی نمی‌شناسد – آدمها در سن، جنسیت، گرایش جنسی یا وضعیت اجتماعی-اقتصادی ممکن است در روابط خود سلطه گر باشند.

یک فرد کنترل‌ گر در ذهن خیلی از ما کسی است که دیگران را از مسیری که در زندگی‌شان می‌روند سرزنش کرده، خشونت فیزیکی دارد یا به طور مداوم تهدید کرده یا اولتیماتوم می‌دهد.

 ما این فرد را قلدری تجسم می‌کنیم که به هر کس که می‌رسد او را تحقیر کرده و مدام به همسرش دستور می‌دهد. بااینکه این علامت‌ها به شدت مشکل‌ساز هستند اما نشانه‌های دیگری هم هست که به طور کاملاً متفاوتی خود را نشان می‌دهند.

20 نشانه یک همسر سلطه گر و زورگو
افراد زورگو و کنترل‌کننده برای تسلط یافتن بر همسرشان از ابزارهای مختلفی استفاده می‌کنند. گاهی‌اوقات این کنترل احساسی آنقدر پیچیده می‌شود که کسی که تحت کنترل قرار گرفته باور می‌کند که خودش فرد زورگوی جمع است و یا خیلی خوش‌شانس است که همسر کنترل‌کننده‌اش او را تحمل کرده و با او مانده است.

 این رفتار چه منجر به مشکلات و آزارهای احساسی و فیزیکی بیشتر شود یا نشود، وضعیت سالمی در رابطه به حساب نمی‌آید. اگر بیشتر از چند مورد از علامت‌های زیر را در همسرتان مشاهده کردید، حتماً این مشکل را جدی بگیرید.

۱- جدا کردن شما از دوستان و خانواده‌تان. ممکن است کم‌کم شروع شود اما معمولاً این اولین قدم برای کنترل کردن شماست. ممکن است از اینکه چقدر با برادرتان تلفنی صحبت می‌کنید شکایت کند یا بگوید از دوست صمیمی شما خوشش نمی‌آید و شما نباید دیگر با او معاشرت کنید. یا سعی می‌کند شما را برعلیه کسانی که تا پیش از این به آنها تکیه می‌کردید بشوراند. هدف او از بین بردن شبکه حمایتی شما و درنتیجه قدرتتان است تا احتمال اینکه بتوانید مقابل او بایستید کمتر شود.

۲- انتقاد مزمن- حتی اگر موارد کوچک باشد. انتقاد هم مثل جدا کردن شما چیزی است که کم‌کم شروع می‌شود. درواقع، ممکن است خودتان را متقاعد کنید که انتقادهای او فقط برای کمک کردن به شماست یا فقط ابراز عقیده‌اش است که مدل لباس‌ پوشیدن، حرف زدن، غذا خوردن یا رفتارهای شما را دوست ندارد و شما نباید به خودتان بگیرید. 

اما این انتقادها هرچقدر هم کوچک و جزئی باشند، بخشی دائمی از رابطه شما شده و احساس پذیرفته‌شدن، دوست داشته شدن و ارزشمند بودن را برای شما سخت‌تر خواهد کرد.

۳- تهدیدهای بیش از اندازه بر علیه شما یا خودش. خیلی‌ها فکر می‌کنند که تهدید فقط باید فیزیکی باشد تا خطرناک و مشکل‌ساز قلمداد شود. اما تهدید به ترک کردن، قطع کردن امتیازها یا تهدید به آسیب رساندن به خودش یا شما درست مثل خشونت فیزیکی مشکل‌دار است. 

برای هیچکس خوشایند نیست که در رابطه‌ای باشد که مدام ترس از ترک شدن یا آسیب دیدن داشته باشد. خیلی وقت‌ها تهدید به این خواهید شد که اگر او را ترک کنید، خانه، فرزندان و حمایت مالی‌تان را از دست خواهید داد. این تهدید‌ها چه واقعی باشند چه غیرواقعی راهی برای کنترل کردن شما برای به دست آوردن فرمانبرداری‌تان است.

20 نشانه یک همسر سلطه گر و زورگو
۴- شرطی کردن محبت/توجه/جذابیت. «اگه فلان کار را انجام بدی بیشتر دوستت خواهم داشت.» «اگه وزنت را پایین بیاری برای من جذاب‌تر میشی.» «اگه حتی زحمت شام درست کردن به خودت نمیدی واقعاً نمیدونم این رابطه به چه دردی می‌خوره.» «اگه بیشتر به موهات برسی به نظر من خوشگلتر‌ میشی.» «اگه دانشگاهت رو تموم کنی شاید بتونی حرفی برای گفتن با دوستای من پیدا کنی و از جمع عقب نمیمونی.» همه این حرف‌ها پیام یکسانی دارند: شما، در این لحظه، به اندازه کافی خوب نیستید. این رفتار بسیاری از افراد سلطه گر در روابط کنترل‌کننده است.

۵- چرتکه انداختن برای کمک‌هایش. روابط سالم و بادوام کاملاً متقابل هستند. این جزء ذات چنین روابطی است که دو طرف برای کمک به همدیگر از هیچ فرصتی دریغ نکنند. اما اگر می‌بینید طرف شما بخاطر کوچکترین اقدامی که برای شما کرده است چرتکه می‌اندازد – چه با کینه به دل گرفتن باشد، چه طلب کردن عملی متقابل از شما و … – مسلم است که می‌خواهد جایگاهی بالاتر از شما برای خود حفظ کند.

۶- استفاده از عذاب‌وجدان بعنوان یک ابزار. خیلی از افراد سلطه گر آنقدر مهارت دارند که می‌توانند از احساسات خود فرد برعلیه خودشان استفاده کنند. 

آنها با ایجاد حس عذاب‌وجدان در فردمقابل خود بخاطر کارهایی که بصورت روزمره انجام می‌دهد، به هدف خود برای کنترل کردن او می‌رسند چون طرفشان کم‌کم همه تلاش خود را می‌کند که آن حس عذاب‌وجدان را پیدا نکند.

 اغلب فرد تحت سلطه قدرت خود را از دست داده و از نظرات شخصی خود در رابطه می‌گذرد و طبق میل فرد سلطه گر رفتار می‌کند.

20 نشانه یک همسر سلطه گر و زورگو
۷- بدهکار کردن شما. افراد سلطه گر در ابتدای رابطه ژست‌هایی به شدت عاشقانه و رمانتیک دارند اما با نزدیک‌تر شدنتان به هم، خیلی از آن ژست‌ها –هدایای گران قیمت، انتظار تعهد زودهنگام، بردن شما به رستوران‌های لوکس و…– فقط برای کنترل کردن شماست.

 همه این کارها را می‌کند که شما معذب شوید که درمقابل کاری برای او انجام دهید و فرار کردن از آن رابطه را از نظر احساسی و منطقی برایتان سخت‌تر می‌کند.

۸- جاسوسی کردن و بازجویی کردن مداوم. فرد سلطه گر احساس می‌کند حق دارد بیشتر از آنچه که می‌داند بداند. جاسوسی‌هایش را چه مخفیانه انجام دهد چه از شما بخواهد همه چیز را با او درمیان بگذارید، این تجاوز به مرزهای شماست.

 احتمال دارد تلفن‌همراهتان را چک کند، رمز عبور پروفایل‌های شما در رسانه‌های اجتماعی را طلب می‌کند، ایمیلتان را چک می‌کند و همه اینها را با گفتن اینکه به شما اعتماد ندارد یا به زبان آوردن جمله کلیشه‌ای «اگه کار اشتباهی نمیکنی از چی میترسی» توجیه می‌کنند. 

این رفتارها تجاوز به حریم شخصی شماست و نشان می‌دهد که این فرد هیچ تمایلی برای اعتماد کردن به شما ندارد و درمقابل می‌خواهد مثل پلیس‌ها مدام شما را بازجویی کند.

۹- حسادت کردن، تهمت زدن و پارانویا. حسادت‌های او در ابتدای رابطه برایتان جذاب است. باعث می‌شود تصور کنید برایش اهمیت دارید و مراقبتان است. اما وقتی این حسادت‌ها شدیدتر می‌شوند، ممکن است ترسناک و تملک‌گرایانه شوند. 

کسی که با ارتباط شما با دیگران شک دارد و شما را بخاطر روابط سالمی که با دیگران دارید متهم می‌کند، فردی مضطرب، حسود، مبتلا به پارانویا و بی‌اعتمادبه‌نفس است. علاوه بر آن، از این رفتار برای کنترل شما در رابطه هم استفاده می‌کند.

20 نشانه یک همسر سلطه گر و زورگو
۱۰- احترام نگذاشتن برای زمانی که دوست دارید تنها باشید. این هم روش دیگری برای نابود کردن قدرت شماست: ایجاد عذاب‌وجدان بخاطر زمانی که نیاز دارید تنها باشید یا اینکه باعث شوند بخاطر این کارتان احساس کنید به اندازه کافی دوستشان ندارید و به همین دلیل می‌خواهید زمان‌هایی را بدون آنها بگذرانید. 

طبیعی است که دو طرف به یک اندازه به این اوقات تنهایی نیاز نداشته باشند، حتی اگر هر دو افراد برون‌گرا باشند نه درون‌گرا. در روابط سالم حرف زدن درمورد این نیازها افراد را به مصالحه می‌رساند.

 اما در روابطی که یکی از طرفین سلطه گر است، طرفی که به زمانی برای تنها بودن نیاز دارد فردی خودخواه قلمداد می‌شود که طرفش را نادیده گرفته است.

۱۱- وادار کردنتان به کسب اعتماد یا هر رفتار خوب دیگر. 
البته مطمئناً اعتماد شما به کسی که پنج سال است می‌شناسید تا کسی که یک ماه است با او معاشرت می‌کنید بیشتر است اما قسمتی از اعتماد باید در ذات یک ارتباط وجود داشته باشد.

 بعنوان مثال نباید لحظه به لحظه کارهایی که می‌کنید یا جاهایی که می‌روید را برای کسی توضیح دهید و همینطور طرفتان نباید حق دسترسی داشتن به اکانت ایمیل یا پروفایل‌هایتان در رسانه‌های اجتماعی را داشته باشد. اگر اعتماد چیزی باشد که مجبور شوید برای کسب آن تلاش کنید به جای اینکه جزء ذات ارتباطتان باشد، باید بدانید که رابطه‌تان مشکل دارد.

۱۲- گناهکار فرض کردن شما تازمانیکه خلاف آن ثابت شود. فرد سلطه گر مهارت زیادی در ایجاد این حس در شما دارد که کار اشتباهی انجام داده‌اید، حتی قبل از اینکه بفهمید اصلاً چکار کرده‌اید. ممکن است از راه برسید و ببینید از چیزی که متوجه آن شده‌اند یا در غیاب شما به آن فکر کرده‌اند عصبانی هستند.

 و آنقدر مدارک علیه کار اشتباهتان ارائه می‌کنند تا احساس کنید یک پرونده درست و حسابی علیه شما تنظیم کرده‌اند — حتی بااینکه اصلاً آن را درک نمی‌کنید. از جایی که لیوان قهوه‌اش را گذاشته‌اید تا ناهار خوردنتان با یکی از همکارانتان بدون اینکه به او بگویید، همیشه به داشتن انگیزه‌های تبه‌کارانه متهم هستید.

 چرا اینکار را می‌کنند؟ بخاطر اینکه از آن برای وادار کردنتان به کاری یا چیزی استفاده کنند و یا تلاش کنند آنطور که آنها می‌خواهند رفتار کنید.

20 نشانه یک همسر سلطه گر و زورگو
۱۳- خسته کردن شما از بحث و مشاجره تا جایی که کوتاه بیایید. خیلی از افراد سلطه گر با زیرکی حرف خود را به کرسی می‌نشانند اما خیلی از آنها هم آنقدر با شما بحث می‌کنند که بالاخره حرف خود را به کرسی بنشانند.

 این در مواردی که طرفشان منفعل‌تر باشد و حوصله بحث کردن طولانی مدا سر یک مسئله را نداشته باشد شایع‌تر است. با این روش طرفشان را از بحث‌های طولانی خسته کرده و باعث می‌شوند حرفشان را بپذیرند.

۱۴- ایجاد احساس حقارت در شما بخاطر اعتقاداتتان. چه درمورد ایمان و اعتقادات مذهبی‌تان باشد، چه عقاید سیاسی‌تان. چه سنت‌های فرهنگی یا دیدگاه شما نسبت به طبیعت انسان. 

خیلی خوب است که کسی که در زندگی‌مان است ما را به بحث‌های جالب که باعث می‌شود دیدی متفاوت نسبت به دنیا پیدا کنیم، وارد کند اما اینکه عقاید شما را احمقانه جلوه دهد و تحقیرتان کند و سعی کند دیدگاه شما را درمورد چیزی که خیلی برایتان مهم است تغییر دهد اصلاً خوب نیست. 

به استقبال تجربیات و ایده‌های جدید رفتن فوق‌العاده است اما برای یک همسر سلطه گر این فقط یک خیابان یکطرفه است. او دوست دارد شما را وادار به پذیرفتن اعتقادات خودش کند.

20 نشانه یک همسر سلطه گر و زورگو
۱۵- ایجاد این حس که ارزش با او بودن را ندارید. همسران سلطه گر چه با ایجاد این حس باشد که کمتر از آنها جذاب هستید یا با بزرگ‌تر جلوه دادن دستاوردهای کاری خودشان نسبت به دستاوردهای شما یا مقایسه کردن شما با افرادیکه قبلاً در زندگی‌شان بوده‌اند، می‌خواهند وادارتان کنند که قدر اینکه با آنها هستید را بدانید. این باعث می‌شود سعی کنید برای خوشحال و راضی کردنشان بیشتر و بیشتر تلاش کنید.

۱۶. اذیت کردن و مسخره کردن‌هایی که ایجاد ناراحتی کند. شوخی و اذیت کردن یکی از روش‌های ارتباطی در خیلی از روابط است. نکته مهم این است که این رفتار در هر دو طرف احساس راحتی و محبت ایجاد کند.

 اما در بسیار از روابط سلطه گر، آزار احساسی با جملاتی نظیر «فقط داشتم شوخی می‌کردم، نباید به خودت بگیری» توجیه می‌شود. این رفتار نه تنها شما را ناراحت کرده بلکه به داشتن واکنش نادرست هم متهم کرده است و در اصل به شما گفته می‌شود که در برابر اینکه چه احساسی پیدا کنید حقی ندارید.

۱۷- ارتباط جنسی که بعد از آن احساس ناراحتی دارید.
 رفتارهای سلطه گر و کنترل‌کننده همیشه راه خود را در اتاق‌خوابتان هم باز می‌کنند. گاهی‌اوقات در همان لحظه ارتباط جنسی هم هیچ‌چیز برایتان خوشایند نیست و گاهی بعد از آن احساس ناراحتی به شما دست می‌دهد. در هر دو حالت وقتی ارتباط جنسی با او احساس خوبی به شما نمی‌دهد، نشانه این است که مشکلی وجود دارد.

۱۸- عدم تمایل به شنیدن نظرات شما. متوجه می‌شوید که مدام وسط حرف شما می‌پرد یا نظراتی که ارائه می‌کنید خیلی زود فراموش می‌شوند یا اصلاً توجهی به آنها نمی‌شود. مکالمات شما معمولاً تحت سلطه اوست تاجاییکه یادتان نمی‌آید آخرین باری که درمورد نظر شما سوال کرده است کی بوده است. همینطور هیچوقت اجازه نمی‌دهد درمورد رفتارهای او نظر و احساستان را ابراز کنید.

20 نشانه یک همسر سلطه گر و زورگو
۱۹- مجبور کردن شما به رفتارهای ناسالم مثل اعتیاد به موادمخدر. زیر سوال بردن اهداف شما برای تناسب‌اندام، وسوسه کردن مداوم شما به کشیدن سیگار وقتی ترکش کرده‌اید، احترام نگذاشتن به تصمیم شما به کمتر نوشیدن مشروبات الکلی و …

 همه اینها روش‌هایی است که همسر سلطه‌گر تلاش‌های شما برای سالم‌تر زندگی کردن را خنثی می‌کند. ازآنجا که این افراد تلاش می‌کنند طرف‌مقابل خود را ضعیف‌تر کنند، ابزاری طبیعی برایشان به حساب می‌آید.

۲۰- از بین بردن اهداف تحصیلی و کاری‌تان با ایجاد حس تردید به خودتان. شاید همیشه فکر می‌کردید به دانشکده حقوق بروید و الان همسرتان باعث می‌شود احساس کنید که نمراتتان به اندازه کافی خوب نیست که در آن رشته قبول شوید.

شاید همیشه دوست داشتید تجارتی برای خودتان راه بیندازید اما همسرتان افکار و ایده‌های شما را احمقانه می‌داند و باعث شده است اعتمادبه‌نفستان را از دست بدهید. یک همسر سلطه‌گر با کاشتن بذر تردید درمورد استعدادها و توانایی‌هایتان، همیشه از شما بعنوان سلاحی علیه خودتان استفاده می‌کند.

 این روشی دیگر برای گرفتن استقلال شما و وابسته کردن بیشترتان به خودش است تا خواسته‌های او را بهتر انجام دهید.

ادامه مطلب تعداد بازدید 75 ،  

تاريخ : پنجشنبه 22 بهمن 1394 | 12 قبل از ظهر | نویسنده : محمد رستمی قراعینی

هفته نامه همشهری جوان - زهره ترابی: همین که نصف شب ممکن است با سر و صدای بیمار تخت بغلی از خواب بپرید یا اینکه شش صبح بیدارباش می زنند و سینی صبحانه را می گذارند توی دامن تان، یعنی اینجا تفاوت های 180 درجه ای با منزل دارد. تجربه ماندن در بیمارستان مثل خدمت سربازی یا زندگی دانشجویی آدم را بزرگ می کند. پس اگر می خواهید در بیمارستان بمانید، باید ویژگی های زیر را داشته باشید یا حداقل سعی کنید برای چند روز هم که شده آنها را در خودتان به وجود بیاورید.

همراه بیمار باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

لوس نشوید

وسواس هایتان را کنار بگذارید. دوره «از بوی الکل بدم میاد» و «وای باز آمپول» سرآمده. اینجا و در بیمارستان قطعا به شما خوش نخواهد گذشت. در نتیجه خودتان را برای خیلی از چیزها آماده کنید. بسته به حال بیمار، احتمالا باید خیلی از زخم ها و جراحت ها را ببینید و حتی خیلی از کارهای شخصی اش را هم انجام بدهید. در چنین مواقعی چهره تان را درهم نکشید.

بیمار خودش به اندازه کافی شرمنده است و مطمئنا تمام حرکات شما را می یابد. بنابراین اصلا به روی خودتان نیاورید و عادی باشید. شرایط بیمارستان و امکاناتی که دارد هم ممکن است خیلی به مذاقتان خوش نیاید. بودن در یک اتاق چهارتخته بیمارستان دولتی که صندلی همراهش خشک است، شرایط ایده آلی نیست. قطعا با زیر لب غر زدن شما اتفاق بهتری نمی افتد.

از هپروت بیرون بیایید

آدم های هپروتی و خیالاتی که زندگی شان بر مدار حرکات اسلوموشن می چرخد به درد همراه بودن نمی خورند. اگر قرار است از کسی مراقبت کنید، باید صد در صد حواس تان را بدهید به همان تختی که جلوی چشمتان است. این چند روزی که اینجا هستید، خواب عمیق بر شما حرام است.

سعی کنید آن قدر هوشیار بخوابید که با کوچک ترین صدایی از سوی بیمار از جا بپرید. کلا واکنش هایتان باید سریع باشد، بدون اینکه دست و پایتان را گم کنید. بدانید الان وقت چه کاری است. اینکه پلاستیک برایش بیاورید یا پرستار را صدا بزنید یا دستمال را به او برسانید. پرستار معمولا مرتب به شما سر می زند و وضعیت بیمار را چک می کند، اما شما هم در یک حدی خودتان را درگیر ماجرا کنید. تمام شدن سرم یا مثلا قطع شدن لوله ای که قرار بوده آب ریه را جمع کند، نباید از چشم تان پنهان بماند.

تناسب را در نظر بگیرید

با خودتان که تعارف ندارید. شما با 55 کیلو وزن و 160 سانتی متر قد از پس یک مریض یک متر و نودی که 100 کیلوگرم وزن دارد و تازه از اتاق عمل بیرون آمده بر نمی آیید. چنین بیماری که به سختی از تخت جدا می شود و برای رفتن به دستشویی احتیاج به کمک دارد، باید همراه قوی تری داشته باشد.

همراه بیمار باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

هرچند پرستارها و خدمات بیمارستان هر زمان که بخواهید در خدمت شما هستند و کمک تان می کنند، اما شاید خود شما یا بیمار از این عدم تناسب و اینکه «اگه یه وقت پرستار نیاد چی؟» استرس بگیرید. اگر خیلی دوست دارید کمک کنید، یک ساعت در روز را که بیمار همه کارهایش را کرده و وقت خوابیدن روزانه اش است، انتخاب کنید تا همراه بیمار در آن زمان استراحت کنید.

روان شناس خود باشید

لیسانش روان شناسی نیاز نیست. در همین حد که بدانید چه حرفی را باید بزنید و چه حرفی را نه، کفایت می کند. نزدیکان درجه یک را که حتما کامل می شناسید، اما اگر پرستار یکی از فامیل های دورتر شده اید، حتما از قبل کمی پرس و جو کنید تا با اخلاق و خصوصیاتش آشنا باشید. شاید بیمار از کوچک ترین چیزها عصبانی شود و غر بزند. شاید درد داشته باشد و دائم ناله کند. اصلا شاید برود در فاز غم و افسردگی و دیگر حرف نزند. رفتار و حرف زدنتان را بر مبنای حال بیمار و اخلاقش تنظیم کنید. این دیگر هنر شماست که بدانید از چه دری باید وارد شوید تا حالش بهتر شود.

اخلاقتان را خوب کنید

شما الان حکم کیسه بوکس را دارید. آمادگی اش را داشته باشید که هم از کادر بیمارستان حرف بشنوید و هم از بیمار، در نظر بگیرید که پیمانه حوصله آدم ها در زندگی عادی شان هر قدر که باشد در زمان بیماری چند درصد کمتر می شود. آدم که می افتد روی تخت بیمارستان هم دلش نازک می شود و هم اعصابش ضعیف. چشم تان را به روی حرف هایی که می زند، ببندید. بهترین کاری که می توانید در برابر پرخاش و ناراحتی هایش انجام بدهید، این است که دعا کنید زودتر از این شرایط راحت شود تا به وقت عافیت حسابی از خجالتش در بیایید.

همراه بیمار باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

خودتان را قوی نشان بدهید

قوی باشید و اشک و غصه ها را برای خلوت خودتان نگه دارید. وقتی کس دیگری پیگیر روند درمان است، شما تمرکزتان را روی حال روحی بیمار و کنارش بودن بگذارید. ایمان بیاورید که دانستن و ندانستن شما هیچ دردی را دوا نمی کند. پس اگر طاقت شنیدنش را ندارید، نپرسید. در همان آرامش حاصل از بی خبری از بیمار مراقبت کنید. این خیلی بهتر از این است که خبر ناامیدکننده را بشنوید، بعد بالای سر بیمار بنشینید و به اندازه هیکل تان اشک بریزید. با گریه و زاری اوضاع بهتر که نمی شود هیچ، خود بیمار هم مطمئن خواهد شد که رفتنی است و فاصله زیادی با خواندن غزل خداحافظی ندارد. با این حساب اگر نمی توانید جلوی سیل اشک هایتان را بگیرید، دور بیمارستان رفتن را خط بکشید و از همان راه دور برای دعا کنید.

چه چیزهایی با خودمان ببریم؟

هرچه سبک تر بهتر

بیمارستان با بیمارستان فرق دارد، اما معمولا سهم بیمار و همراهش از فضای اتاق، یک کمد کوچک کنار تخت است، به اضافه قسمتی از فضای یخچال و شاید هم یک کمد دیواری که لباس ها را توی آن بگذارید. اینکه چطور از این فضا استفاده کنید که وسایل شما و بیمار جا بشود، به هنر شما بستگی دارد. هر قدر وسایل تان کمتر باشد، خودتان راحت تر هستید.

• بشقاب، قاشق، لیوان، یک فلاسک کوچک برای چای و یک جفت دمپایی و یک ملافه برای خودتان ببرید، اگر غذای بیمارستان را دوست ندارید، خوراکی های خشکی که شرایط نگهداری شان آسان است، مثل پسته و گردو همراهتان باشد.

همراه بیمار باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟
• ام پی فور، هندزفری و جزوه های دانشگاه و هر چیزی را که ممکن است در این چند ساعت شما را در دنیای خودتان فرو ببرد کنار بگذارید. وسیله پذیرایی هم نبرید، عیادت کننده ها خودشان خوراکی می آورند که با همان می شود از آنها پذیرایی کرد. فقط یک بسته لیوان یک بار مصرف بخرید برای آنهایی که می خواهند آب یا آبمیوه بخورند.

• در صورتی که وضعیت جسمی و روحیه بیمار نسبتا مساعد است، وسایل تفریح را برایش فراهم کنید تا حوصله اش سر نورد. اگر اهل کتاب خواندن است، برایش کتاب بردارید. اگر فیلم باز است، لپ تاپش را ببرید تا در این چند روز بیکاری یک سیزن دیگر از سریال محبوبش را ببیند. اگر روزنامه می خواهند هر روز برایش روزنامه بخرید تا اخبار را دنبال کند. شرایط را جوری فراهم کنید که کمترین تفاوت را با روزهای قبل از بستری شدن داشته باشد.

• بعد از دو سه روز حتما یخچالتان پر می شود از کمپوت، آبمیوه، میوه و جعبه های شکلات و شیرینی که دوست و آشنا آورده اند. یکی دوتایش را نگه دارید برای پذیرایی از مهمانان بعدی و بقیه اش را بفرستید برود. هم جایتان باز می شود و هم چند نیازمندی را که توی کوچه و خیابان هستند خوشحال کرده اید. 

ادامه مطلب تعداد بازدید 69 ،  



  • paper | وب تک تاز بلاگ | وب مطالب وبلاگی
  • وب خسوف | وب وو تک